۱ـ هرگز از دستمال كاغذي يا دستمالهاي توالت براي پاك كردن شيشه عينك خود استفاده نكنيد.
اين دستمالها از چوب ساخته شده اند و شيشههاي عينك شما را خش مياندازند. دكتر Robert Noecher ميگويد من از كراواتم براي اينكار استفاده ميكنم، به اين خاطر كه از ابريشم ساخته شده و بسيار نرم و لطيف است.
۲ـ عينكهاي آفتابي پولاريزه براي كم كردن حساسيت نسبت به نور و بازتاب آن از اجسام براق، بسيار مناسب هستند، اما براي ديدن صفحههاي موبايل يا سيستمهاي راهياب، شما را با مشكل مواجه خواهند كرد. اين مشكل حتي براي ديدن صفحههاي دستگاههاي خودپرداز جديتر خواهد بود.
۳ـ بسياري از ما فكر ميكنيم، پس از يك جراحي چشم، بسرعت ميتوانيم به زندگي عادي خود برگرديم، اما در واقع براي بسياري از افراد، اين زمان، مقاديري بيشتر طول ميكشد. پس از اينكه مجبور شويم روي يك متن چند صفحهاي تمركز كنيم، متوجه ميشويم آنقدرها هم كه فكر ميكنيم كار سادهاي نيست و به زماني بيش از اين نياز است.
۴ـ بسياري از مردم ميدانند كه اشعه ماوراء بنفش (UV) به پوست آسيب جدي ميرساند، اما نميدانند كه اين اشعه براي چشمان نيز مضر است. آيا شما از كساني هستيد كه تنها زمانيكه آسمان آفتابي است، عينك ميزنيد؟ مثل اين ميماند كه بگوييد من فقط گاهي اوقات سيگار ميكشم!
عينك آفتابياي را انتخاب كنيد كه به اندازه كافي براي جلوگيري از ورود اشعه از بالا و پايين بزرگ باشند حتي اطراف آن نيز ضخيم باشد، اگر از لنز استفاده ميكنيد محافظ UV را بخواهيد.
۵ـ بهرغم اين كه نسلهاي مختلف، درباره فوايد هويج، به فرزندان خود بسيار گفتهاند، هويج بهترين غذا براي چشمها نيست. البته شايد بتوان اين امتياز را بيشتر به اسفناج، كلم پيچ و ديگر سبزيجات با برگ تيره نسبت داد.
6 ـ قطرههاي چشم (از هر نوع)، اگر در يخچال نگهداري شوند، سوزش كمتري ايجاد ميكنند.
۷ـ بعضي پزشكان بيماران را جهت جراحي آب مرواريد تحت فشار قرار ميدهند. اگر براي جراحي با مشكلات مالي مواجه هستيد بايد گفت كه صبر كردن براي اين جراحي آسيبي به چشمهاي شما نميرساند. آب مرواريد فقط ديد شما را با مشكل روبرو ميكند مانند اين است كه از يك پنجره كثيف به بيرون نگاه كنيد.
۸ـ مطالعه در نور كم به چشمان شما آسيب نميرساند. بدترين چيزي كه ممكن است اتفاق بيفتد سردرد شدن شماست.
۹ـ اگر از لنزهاي مدت دار استفاده ميكنيد، آنها را قبل از خواب در بياوريد. شانس عفوني شدن چشمها هنگام خواب با اين لنزها ۱۰ تا ۱۵ برابر بيشتر است.
لنزهاي مدت دار لنزهايي هستند كه ميتوان آنها را تقريباً تا ۷ روز بدون اينكه نيازي به در آوردنشان به هنگام خواب باشد، استفاده كرد.
۱۰ـ زماني كه به قطره چشم نياز داريد، آن قطرهاي را كه از خيلي وقت پيش در كابينت نگه داشتهايد، استفاده نكنيد. اگر چشم شما عفوني شده باشد اين قطره شايد قرمزي چشم را بهتر كند، اما ممكن است باعث بدتر شدن عفونت شود. برخي افراد چشم خود را به خاطر همين اشتباه از دست دادهاند.
۱۱ـ ورم ملتحمه هميشه خوش خيم نيست. برخي بيماران به خاطر اين بيماري دچار حساسيت به نور شده يا بينايي خود را از دست ميدهند. اما بسياري از پزشكان آنتيبيوتيك را براي درمان آن تجويز كرده كه اگر مشكل ويروسي باشد هيچ كمكي نخواهد كرد. اما اگر مبتلا به ورم ملتحمه باكتريايي شده باشيد، شايد چنين درماني براي شما كارگر باشد.
۱۲ـ تستهاي سالانه تنها راه براي جلوگيري از اين بيماريها هستند. اين اصلا خوب نيست كه منتظر بمانيم تا علائم بيماريهاي چشمي به طور كامل ظاهر شوند و برايمان مشكلساز شوند تا به پزشك مراجعه كنيم. توجه داشته باشيد، برخي بيماريهاي چشمي تا زمانيكه بينايي شما را از بين نبرند، بروز نميكنند.
۱۳ـ اگر شما بالاي ۶۰ سال هستيد و تصميم به عمل جراحي ليزيك گرفتهايد، صبر كنيد تا دچار آب مرواريد شويد. سپس ما ميتوانيم بينايي شما را طي جراحي آب مرواريد ترميم كنيم و بيمه نيز براحتي هزينه آن را پرداخت خواهد كرد.
ادامه مطلب
پزشک معالجش تو بیمارستان امام خمینی دکتر ژیلا حضرتی بود که احتمالا در اینده ی نه چندان دور استاد ما خواهد شد. علاقمند شدم با روند تشخیص و درمان هپاتیت بیشتر اشنا بشم. مطلب زیر رو که سایت پزشکی شفا برداشتم بابت همین منظور می ذارم.
هپاتیت B یک بیماری ویروسی است که از طریق تماس با خون و ترشحات بدن افراد مبتلا منتقل می شود. این بیماری معمولا خود به خود بهبود یافته و عوارض دراز مدت کبدی ندارد. اكثر افراد مبتلا بههپاتيت B حاد ميشوند كه در اين موارد اكثر بيماران خودبخود بهبود مييابند. این بیماری در عده کمی حالت مزمن پیدا کرده و فرد ناقل بیماری می شود و ی می تواند بیماری را به دیگران منتقل کند. تعداد کمی از این افراد در آینده دچار عوارض بیماری مانند سیروز یا هپاتوسلولار کارسینوما می شوند.ویروسهای هپاتیت ب نوعی از ویروس هپاتیت است که در کبد انسان جایگزین شده و تکثیر مینمایند مواد تولید شده توسط این ویروسها به گردش خون میریزد. انجام آزمایشات خونی حساس، تکثیر ویروس در بدن را مشخص مینماید. کسانی که ویروس هپاتیت ب را به مدت بیش از شش ماه در خون شان داشته باشند ناقل این بیماری هستند. این افراد حال عمومی خوبی دارند و گاهی با انجام آزمایشات نیز اختلالی در کار کبد دیده نمیشود. در چنین شرایطی ویروس به صورت مسالمت آمیز در داخل بدن وجود دارد ولی به کبد آسیبی نمیرساند در صورت انتقال ویروس هپاتیت ب از مادران آلوده به نوزادان، احتمال باقی ماندن عفونت و ناقل شدن نوزادان زیاد است و عمده ناقلین هپاتیت به در کشور ما شامل این موارد است.
بیماری حاد هپاتیت ب در ۹۰ درصد به طور خود به خود بهبودی یافته و ویروس هپاتیت ب نیز به صورت کامل از بدن دفع شده و خارج میشود. ولی در ۱۰ درصد موارد ویروس در بدن باقی مانده و حالت ناقل هپاتیت ایجاد میشود.عامل بیماری هپاتیت در خون و همه ترشحات بدن (مانند بزاق، عرق و...) افراد ناقل وجود دارد البته این ویروس تا به حال در مدفوع یافت نشدهاست. بهترین راه پیشگیری از ابتلا به این بیماری، شناخت راههای انتقال آن است. تنها مخرن این ویروس انسان است و انتقال آن از فرد آلوده به فرد سالم میباشد. در قدیم مهمترین علت ابتلا به هپاتیت ب استفاده از خون و فراوردههای ان بودهاست ولی امروزه با ازمایش خون میتوان این الودگی را مشخص نمود و به همین خاطر خونها مورد بررسی قرار گرفته و انتقال این بیماری از طریق خون دیگر به آسانی صورت نمیگیرد.
کارکنان بیمارستانها، پزشکان، پرستاران و مراقبین بهداشتی که در تماس با بیماران و یا خون انها هستند، در معرض عفونت هپاتیت و انتقال آن قرار دارند و به همین دلیل واکسیناسیون هپاتیت ب و رعایت دستورات بهداشتی و مرابتی در این دسته از افراد توسیه میشود.
نشانههای بیماری
تمام افراد آلوده شده با این ویروس علایم بیماری حاد را نشان نمیدهند. 40 - 30 درصد افراد آلوده شده علامت خاصی را نشان نمیدهند. معمولا علایم حدود 6 - 4 هفته بعد از ورود ویروس بروز میکند. مانند هپاتیت A افراد آلوده شده با ویروس هپاتت B حاد احساس بیماری میکنند و قادر به انجام کاری نیستند. کمتر از یک درصد افراد آلوده این بیماری را به شکل خیلی شدید و سریع نشان میدهند که منجر به از کار افتادن کبد و مرگ میشود.
اگر دستگاه ایمنی نتواند بیماری را تا 6 ماه مراقبت کند، شخص علایم هپاتیت مزمن را نشان میدهد. نشانههای هپاتیت مزمن مشابه هپاتیت حاد باشد. معمولا در افرادی که چندین سال است مبتلا به بیماری هستند گروهی از علایم اضافی را نشان میدهند. این علایم شامل کهیر ،جوشهای پوستی ، آرتریت ، سوزش یا مورمور کردن در بازوها و پاها (Polyneuropathy) میباشد.
چگونگی تشخیص هپاتیت B
اولین راه تشخیص استفاده از آزمایش خون است که آنتی ژنها و آنتی بادیها که بوسیله دستگاه ایمنی در مقابل ویروس ساخته میشود را مشخص میکند. آزمایشهای ضروری برای تشخیص آلودگی ، تشخیص آنتی ژن HBSAg (آنتی ژن سطحی B) و دو آنتی بادی HBS ( آنتی بادی مربوط به آنتی ژن سطحی) و آنتی بادی HBC ( آنتی بادی مربوط به آنتی ژن مرکزیB) میباشد.
آزمایش با ویروس HBV
بوسیله آزمایش بار ویروسی میتوان تعداد ویروس را در خون مشخص کرد. اگر بار ویروسی بیشتر از صد هزار نمونه در میلیلیتر باشد نشان دهنده فعالیت ویروس در کبد میباشد. وقتی بار ویروس از این مقدار بالاتر رود و آنزیمهای کبدی نیز افزایش یابد درمان باید شروع شود. اگر تعداد کمتر از این مقدار باشد و HBe Anti مثبت و HBeAg منفی باشد باید دستگاه ایمنی را کنترل کرد. در این حال نیز ویروس میتواند منتقل شود.
آزمایش آنزیمی کبدی
آزمایش آنزیم کبدی میزان آنزیمهای کبد مانند آلانین آمینو ترانسفراز (ALT) و آسپارتات آمینو ترانسفراز (AST) را مشخص میکند. افزایش این آنزیمها نشانه آسیب کبد است. در هپاتیت حاد این آنزیمها افزایش پیدا میکند ولی موقتی است و ندرتا مشکلات دراز مدت کبدی بوجود میآورد. در هپاتیت مزمن مقدار ALT کبد به شکل دورهای یا دائمی افزایش مییابد و خطر آسیبهای کبدی دراز مدت را افزایش میدهد.
بیوپسی کبد
این روشها میزان آسیب کبدی را مشخص نمیکنند به همین دلیل از بیوپسی کبد استفاده میشود. بیوپسی برای افرادی که بار ویروسی خیلی بالاتر از صد هزار دارند و آنزیمهای کبد در آنها افزایش پیدا کرده است استفاده میشود.
ارتباط هپاتیت B و ایدز
بزرگسالانی که به ویروس هپاتت B آلوده شدهاند کمتر از 10 درصد احتمال دارد آلودگی را به شکل مزمن نشان دهند ولی اگر شخص به ایدز مبتلا باشد این احتمال به 25 درصد میرسد. زیرا این افراد دستگاه ایمنی ضعیفی دارند. در افراد مبتلا به ویروس ، پاسخ به هپاتیت ضعیف شده یا از بین میرود. این موضوع باعث فعال شدن ویروس میشود و در نتیجه خطر آسیب کبد را افزایش میدهد. ارتباط بین ایدز شدت هپاتیت کاملا معلوم نیست ولی گزارشها نشان داده است که در افراد آلوده با هر دو ویروس خطر ابتلا به سیروز کبدی بیشتر میشود و بار ویروسی بالاتر میرود. همچنین در این افراد خطر از کار افتادگی کبد دو برابر میشود.
درمان هپاتیت B
فرد مبتلا به نوع حاد بیماری احتیاج به درمان ندارد و میتواند با استراحت و قرصهای ایبوپروفن و نوشیدن مایعات بیماری را تحت نظر قرار دهد. درمان فقط برای افراد مبتلا به هپاتیت مزمن تجویز میشود. هدف از درمان ، کاهش بار ویروسی و سطح آنزیمهای کبد میباشد. اگر آنتی ژنهای HBSAg و HBeAg از خون پاک شوند درمان متوقف میشود.
واکسن هپاتیت B
دو نوع واکسن هپاتیت B که محتوی HBSAg میباشد در دسترس است. واکسنهای بدست آمده از پلاسمای خون و واکسنهای نوترکیبی. هر دو نوع واکسن حتی اگر پس از تولد تلقیح شوند مطمئن ، ایمنیزا و اثر بخش هستند. (آنتی بادی مادری تاثیری بر پاسخ به واکسن نمیگذارد) بیش از 90 درصد کودکان حساس پس از سه دوز واکسن ، آنتی بادی محافظت کننده را تولید میکنند و در اکثر مطالعاتی که بر کودکان هم گروه برای بیش از 10 سال انجام شده است اثر بخشی واکسن جهت جلوگیری از حامل مزمن شدن از 90 درصد تجاوز میکند.
به طور خلاصه سه راه عمده زیر راههای اصلی انتقال هپاتیت ب میباشد:
راههای انتقال:
- از مادر الوده به نوزاد (در ایران شایعترین راه است.)
- از راه تزریق (تزریق خون، اعتیاد تزریقی، حجامت، خالکوبی و...)
- از راه جنسی (اگر همسر فرد ناقل واکسینه نشده باشد حدود ۵ درصد احتمال انتقال وجود دارد که با تزریق واکسن این احتمال به حدود صفر میرسد.)
درمان
درمان عفونت ويروسي هپاتيت B بستگي به ميزان فعال بودن ويروس و ميزان در خطر بودن شما براي آسيب كبدي مانند «سيروز» دارد. هپاتيت B حاد معمولاً خودبهخود بهبود مييابد. درمانهاي خانگي براي فروكش كردن علائم آن استفاده ميشود و سبب جلوگيري از گسترش ويروس ميگردد. در عفونت مزمن هپاتيت B، درمان شامل بررسي شرايط و بيمار استفاده از داروهاي ضد ويروسي جهت جلوگيري از آسيب رساندن به كبد ميباشد. اگر بیماری به كبد آسيب جدي رسانده باشد، ممكن است جهت درمان پيوند كبد در نظر گرفته شود.
مراقبت در منزل:
- كاهش فعاليت: كاستن از ميزان فعاليت و هماهنگ كردن آن با توان خود، نكتهاي مهّم است. شما نبايد دائماً در بستر استراحت نمائيد اما بايد به نياز بدن خود، هنگامي كه خسته ميشويد توجه نمائيد. از رفتن به سركار و مدرسه مگر در صورتيكه حجم كارهايتان در توان شما باشد اجتناب كنيد. از ورزش شديد بپرهيزيد. بتدريج كه بهتر ميشويد ميتوانيد رفته رفته به فعاليت معمولي خود باز گرديد، در صورتيكه سريعاً و بدون توجه به توان خود، فعاليتهاي عادي خود را شروع كنيد ممكن است مجدداً بيمار شويد.
- تغذيه مناسب: اگر چه ممكن است اشتها نداشته باشيد امّا تغذيه مناسب لازم است، اكثر مبتلايان با گذشت روز دچار بدتر شدن حالت تهوع و بياشتهايي ميشوند. خوردن يك وعدة غني و كامل در صبح و وعدههاي سبكتر در ساعات بعدي مفيد ميباشد. پزشكان رژيم غذايي پركالري – پرپروتئين را براي بيماران هپاتيتي توصيه ميكنند.
- جلوگيري از كم آب شدن بدن: بسیار مهّم است هنگامي كه مبتلا به هپاتيت B هستيد مخصوصاً اگر استفراغ ميكنيد آب به ميزان زياد بنوشيد. اگر تحمل ميكنيد نوشيدن آب گوشت و ميوه با توجه به تامين كالري بيشتر براي شما، مفيد ميباشد. بسياري از نوشيدنيهايي كه ورزشكاران استفاده ميكنندو در فروشگاهها موجود ميباشد در صورت استفراغ می توانندمواد معدني و الكتروليتهای ازدست رفته را جبران نمایند.
- اجتناب از الكل و داروها: هپاتيت متابوليسم الكل و برخي داروها را مختل ميكند. این مواد روند تخريب كبد را تسريع ميكنند. اگر داروي تجويز شده توسط پزشك را استفاده ميكنيد ممكن است پزشك مصرف دارو را تا بهبود كامل كبد به تعويق اندازد. به هر حال بدون توصیه پزشك، خودسرانه دارو مصرف نكنيد. در مورد تمام داروهاي مصرفي خود اعم از تجويز شده، داروهاي گياهي و استامينوفن از پزشك خود سؤال كنيد. استامينوفن میتواند باعث تخريب كبد شود.
- كنترل خارش بدن: برخي از افراد مبتلا به هپاتيت، گاهي دچار خارش پوست بدن ميشوند، كنترل اين وضعيت با خنك نگهداشتن پوست، اجتناب از در معرض آفتاب قرار گرفتن، پوشيدن لباسهاي نخي و استفاده از برخی داروها مقدور ميباشد. در صورت تمايل به استفاده از دارو حتماً با پزشك خود مشورت نمائيد و دستورات درج شده روي بسته دارو مطالعه كنيد و در صورت بروز هر گونه عارضه، مصرف دارو را قطع نمائيد.
درمانهاي ديگر:
برخي از افراد مبتلا به هپاتيت B حاد دچار استفراغ و از دست دادن شديد آب ميشوند در اين موارد شايد نياز به بستري در بيمارستان براي دريافت مايعات وريدي باشد.
درمان دارويي:
برای افراد مبتلا به هپاتيت B حاد استفاده از دارو های ضدويروسي توصيه نميشود. در هپاتيت B مزمن كه ويروس داراي فعاليت تكثير شونده بوده و يا روند تخريبي كبد شروع شده باشد این دارو ها توصیه می شوند. در واقع دريافت داروهاي ضدويروسي در موارد مزمن هپاتيت B بستگي به حضور آنتي ژن سطحي ويروس هپاتيت B (HBSAg)، مقدار DNA اين ويروس و نيز ميزان آنزيمهاي كبدي در خون دارد.
داروهاي ضدويروسي كه مورد استفاده قرار ميگيرند:
- اينترفرونها مانند interferon alfa-2b و pegylated interferon alfa -2a.
- مهاركنندة آنزيم نوكلئوزيد ترانس كريپتاز معكوس (NRTIS) مانند adefovir, lamivudine, and entecavir.
سنجيدن فوائد درمان در مقابل خطرات آن الزامي است. درمان در 40% موارد هپاتيت B مزمن مفيد خواهد بود.
درمان جراحي:
هپاتيت B كبد را آلوده ميكند و معمولا نیاز به درمان جراحي ندارد. بیماران مبتلا به هپاتیت مزمن که مبتلا به آسيب كبدي جدي شه اند است ممكن است نياز به پيوند كبد داشته باشند. در موارد كمي هپاتيت B حاد سريعاً به سمت نارسائي كبد پيش ميرود كه هپاتيت برق آسا ناميده ميشود. در این موارد نیز شاید نياز به پيوند كبد باشد.
مردی که وبا نوشید و نمرد !
دانشمند آلمانی تبار که معتقد بود با مصرف باکتری وبا، به این بیماری مبتلا نمی شود، به موفقیت دست یافت، اما بر اثر ابتلا به افسردگی خودکشی کرد.
در اواخر قرن 19 بسیاری از دانشمندان با نظریه میکروبی که توسط باکتری شناس آلمانی، رابرت کخ ارائه شد، موافق بودند. کخ نوعی ساس کشف کرد که عامل بیماری سل بود. همچنین کخ معتقد بود که وبا -دیگر بیماری عصر ویکتوریا- هم توسط باکتری ایجاد می شود.
اما یکی از همکاران وی، مکس ون پتنکوفر، با او مخالف بود و فکر می کرد که وبا بیشتر از طریق جو (اتمسفر) گسترش می یابد تا از طریق فردی به فرد دیگر.
وی برای این که ثابت کند باکتری ها نمی توانند او را مبتلا کنند، به همراه تعدادی از شاگردانش لوله های آزمایشی پر از وبا را نوشیدند. خود پتنکوفر مریض نشد، و بعضی از شاگردان فقط علائم کمی از سرایت بیماری نشان دادند، در واقع او به موفقیت دست یافت.
اما این تجربه همزمان تلخ و شیرین بود. مدتی بعد در سال 1982 ذخایر آب مناطق هامبورگ و آلتونا هر دو به وبا آلوده شدند.
منطقه آلتونا آب را تصفیه کرد اما هامبورگ این کار را انجام نداد. و در نتیجه ساکنان آلتونا مریض نشدند، اما 8606 نفر از شهروندان هامبورگ کشته شدند. پتنکوفر به دلیل افسردگی ناشی از این حادثه خودکشی کرد.
کشف راه حل جديد در درمان بيماري MS
مطالعات نشان ميدهند که علت آسيب سلولهاي عصبي در تصلب بافتي متعدد (MS) ميتواند با فعال کردن سلولهاي بنيادي در بدن درمان شوند.
MS نوعي بيماري است که با معيوب کردن سيستم ايمني به غلافهاي چربي در اطراف بافتهاي عصبي در سلولهاي سيستم عصبي مرکزي حمله ميکند.
MS بر روي توانايي برقراري ارتباط سلولهاي عصبي در مغز و نخاع با يکديگر تاثير ميگذارد و موجب بيحسي در اعضا و دشواري در گفتار يا حتي فلج و از دست دادن بينايي ميشود.
درمانهاي رايج که اغلب بيتاثير هستند شامل کم کردن قدرت سيستم ايمني به منظور جلوگيري آن از آسيب غلاف چربي و سلولهاي سازنده اين غلاف ميشوند اما، اين درمانها غلاف چربي آسيب ديده را احيا نميکنند.
مطالعه جديد بر روي موشها نشان داد مغز خود بيمار ميتواند بر روي توليد دوباره اين غلاف چربي تحريک شود. فعال کردن شيوه «RXR» که يک مسير حياتي براي ايجاد سلول است و موجب تبديل سلولهاي بنيادي مغز و نخاع به سلولهاي سازنده غلاف چربي ميشود، ميتواند به سلولهاي بنيادي مغزي کمک کند تا اين غلاف چربي را ترميم کنند.
دکتر «رابين فرانکلين» سرپرست اين تحقيق از دانشگاه کمبريج گفت: اين کشف بسيار جالب است چرا که ميتواند به يافتن داروهاي مفيد براي ترميم آسيبهاي اين سلولهاي عصبي و حفاظت از آنها در مغز به ما کمک کند.
وي ادامه داد: ما هشدار ميدهيم که اين مسير درماني غير قابل پيش بيني است اما، ميتوان گفت که حداقل يک شيوه درماني را براي پيشرفت در اين زمينه پيدا کرده ايم.
دکتر فرانکلين افزود: آزمايشات مقدماتي بر روي اين داروها تا 5 سال آينده شروع خواهد شد و درمان اين بيماري تا 15 سال ديگر در اختيار افراد قرار ميگيرد
برچسبها: MS, ترمیم نورون, ترمیم عصب, درمان MS
ویبریوکلرا
"خانواده ويبريوناسه شامل باسيلهاي گرم منفي، خميده، متحرك و داراي يك تاژك قطبي هستند و بخاطر اكسيداز مثبت بودن، از خانواده انتروباكترياسه متمايز ميگردند. اين ارگانيزمها در آب دريا و سطحي يافت ميشوند. مهمترين گونه اين خانواده ويبريوكلرا است كه عامل بيماري اسهال وبائي پاندميك و اپيدميك محسوب ميگردد. علامت اصلي بيماري وبا، اسهال و كم آبي شديد، توقف جريان خون كاهش ادرار بوده و مشخصه اصلي اسهال وبائي، مدفوع آب برنجي است ."
براي تشخيص بيماران مشكوك به وبا استفاده از مدفوع تازه بهتر از سواب ركتال مي باشد، اما در طي فاز حاد بيماري ميتوان از سواب نيز استفاده كرد. اين باكتري حساس بوده و بايستي نمونه مدفوع در محيط انتقالي كري بلير (Cary Blair) جمعآوري و به آزمايشگاه منتقل شود. بافر سالين – گليسرول مناسب نيست زيرا گليسرول اثر سمي روي عامل وبا دارد.
براي جداسازي ويبريو از محيطهاي مغذي مانند آبگوشت پپتون قليايي (pH=8.4) استفاده ميشود. پس از تلقيح مدفوع بمدت 5 تا 8 ساعت در حرارت 35 انكوبه شده و سپس در محيط هاي كشت انتخابي و غيرانتخابي كشت مجدد ميشود. ويبريوكلرا در آگار خون گوسفند، شكلات، مك كانكي و نيز در آبگوشت كشت خون، تيوگليكولات و عصاره قلبي – مغزي رشد مينمايد. اين باكتري در EME و SS آگار بخوبي رشد نميكند. براي بدست آوردن ويبريو از نمونه مدفوعي بهتر است از محيطهاي انتخابي مانند TCBS (تيوسولفات سيترات بايل سالت سوكروز) آگار استفاده نمود. رنگ كلني ويبريوكلرا، در اين محيط زرد رنگ است.
(Telluride Taurocholate Gelatin) یا TTG آگار محيط انتخابي ديگري است، اما متأسفانه به شكل تجاري در دسترس نيست . آگار قليايي عصاره گوشت (MEA) و آگار نمك صفراوي، محيط كشت ارزان قيمتي نسبت به محيط TCBS آگار است كه نتايج خوبي نيز دارد. كلنيهاي ويبريو، كروي ، محدب با سطح صاف و در تابش نور مايل كدر بوده و دانهدار هستند. در مك كانكي آگار كلنيهاي بيرنگ توليد ميكنند. نمونه مناسب براي كشت، رشتههاي مخاطي مدفوع است. در اكثر آزمايشگاهها ركتال سواب مستقيماً بر سطح محيطهاي كشت آگاردار تلقيح ميشود. مقدار تلقيح نمونه در اين محيطها حائز اهميت است. معمولاً در محيطهاي كشت انتخابي سه لوپ و در محيطهاي ديگر يك لوپ از مدفوع كافي است. در اسميرهاي تهيه شده از مدفوع، ويبريوكلرا، نماي خاصي ندارد. ميكروسكوپ زمينه تاريك و فاز كنتر است ممكن است ويبريوهاي بسيار متحرك را آشكار سازد.
خصوصيات رشد اين باكتري عبارت است: عدم توليد گاز از گلوكز، تخمير سوكروز، عدم تخمير لاكتوز و آرابينوز، تست ليزين دكربوكيسلاز مثبت، تست اورنيتين دكربوكسيلاز مثبت و تست ديهيدرولاز آرژنين منفي است. تست اكسيداز يك آزمون اساسي براي شناسائي اوليه و سريعتر ويبريوكلرا است، آزمون اكسيداز بايد در آگار خوندار يا محيطي ديگر عاري از قندهاي قابل تخمير انجام گردد و محيط مككانكي آگار (بدليل لاكتوز) و TCBS (بدليل سوكروز) مناسب نبوده و بطور كاذب منفي خواهد شد . چند تست تجاري براي تعيين هويت و تأييد ويبريوها وجود دارد مانند (API 20 E. Biomerieux) ولي اين تستها قابل اعتماد نبوده و بهتر است از واكنشهاي بيوشيميايي و آگلوتيناسيون ارگانيزم توسط آنتيسرمهاي پلي والان استفاده كرد. ويبريوكلرا حاوي ليپوپليساكاريد است كه خاصيت آنتي ژني داشته و 139 گروه آنتي ژني دارد. گروه 01 و 0139 عامل وبا ميباشند. گاهي ويبريوكلرا غير از گروه 01 و 0139 باعث بيماري شبه وبايي ميگردد. ويبريوكلرا اپيدميك دو بيوتيپ دارد به نامهاي كلاسيك (Classical) و التور (El Tor). بيوتيپ التور برخلاف كلاسيك، هموليزين توليد ميكند و تست وژه پروسكوئر مثبت و در برابر پليميكسين B (50 ميكروگرمي) مقاوم است و نسبت به نوع كلاسيك، بيماري خفيفتري ايجاد ميكند.
سوشهاي توليد كننده سم وبا در سر و گروه 01 را مي توان به ساب تايپ هاي اوگاوا (Ogawa)؛ اينابا (Inaba) و هيكوجيما (Hikojima) تقسيمبندي كرد. تمامي ويبريوكلراهاي جدا شده را بايد براي تعيين بيوتايپ و سروتايپ به آزمايشگاه رفرانس ارسال كرد .
ويبريوكلرا را مي توان بر اساس حساسيت به ماده 2 و 4- دي آمينو -6 و 7 دي ايزوپروپيل پتريدين (129/O)، از باسيل هاي گرم منفي اكسيداز مثبت مانند آئروموناسها و پلزيوموناس شيگلوئيدز متمايز كرد. ويبريوكلرا، قادر به رشد در pH بسيار بالا (5/8 تا 5/9) بوده و به سرعت در برابر اسيد كشته مي شود. ويبريوكلرا براي رشدش نيازي به نمك ندارد و قادر به رشد در حضور 6 درصد كلرور سديم نيست، بنابراين رشد در نمك 6 درصد يك مرحله كليدي براي افتراق ويبريو كلرا از ويبريوهاي هالوفيل مانند ويبريو پارا-هموليتيكوس است. از تست String مي توان براي افتراق ويبريو از آئروموناس و پلزيوموناس استفاده نمود. در اين آزمون ارگانيزم در داكسي كولات سديم 5/0 درصد امولسيفيه شده و سلولهاي ويبريو ليز و DNA آنها آزاد مي شود. بدين ترتيب حالت چسبناكي و ريش ريش شدن به كمك لوپ قابل مشاهده خواهد بود. توكسين وبا توسط روش ELISA و واكنش آگلوتينه شدن توكسين با آنتي توكسين قابل شناسايي است اما استفاده از اين روش معمول نبوده و اغلب در تحقيقات اپيدميولوژيكي از آن سود ميجويند.
در كشورهاي اندميك يك كارشناس با تجربه مي تواند به راحتي با حداقل روشهاي آزمايشگاهي از قبيل حركت در زمينه تاريك و يا آزمون استرينگ ارگانيزم را شناسايي كند اما در كشورهايي كه ابتلا به بيماري نادر است با انجام يكسري از آزمايشهاي بيوشيميايي و سرولوژيكي قابل تشخيص هستند.
ويبريو پاراهموليتيكوس از طريق غذاهاي دريايي آلوده انتقال مييابد و از علل عمده اسهال در ژاپن محسوب مي گردد كه بيشتر در اثر خوردن ماهي خام است. اسهال ايجاد شده خودبخود محدود شونده مي باشد. اين باكتري اصولاً بر اساس توانايي رشد در حضور نمك طعام 6 درصد و رنگ سبز كلني در محيط TCBS آگار از ويبريوكلرا متمايز مي گردد.
برچسبها: تست های تشخیصی عفونت های دستگاه گوارش, ویبریو کلرا, انتروباکتریاسه, کامپیلوباکتر, شیگلا
ادامه مطلب
1- استافیلوکوک اورئوس حساس: این یکی پسر خوبی بوده و با پنی سیلین می شه از شرش در امان بود
2- استافیلوکوک مقاوم به بتا-لاکتاماز: این بار از یه پنی سیلین مقاوم به بتالاکتاماز استفاده می کنیم. یعنی نفسیلین!
3- استافیلوکوک مقاوم به متسیلین: MRSA هم نامیده می شن و به نفسیلین هم مقاومند. چاره ی این ها ونکومایسین هست که اخرین خط دفاعی در برابر استافیلوکوک ها محسوب می شه و باید با دقت اونو تجویز کنیم. متاسفانه دو سویه با مقاومت های متفاوت نسبت به ونکومایسین هم شایع شده که یکی
4- VRSA ( استافیلوکوک اورئوس مقاوم به ونکومایسین ) و دیگری
5- VISA ( استافیلوکوک اورئوس نیمه مقاوم به ونکومایسین ) که فعلا مقابله با هر دو سویه با داپتومایسین صورت می گیره و بهتره که بصورت همزمان با جنتامایسین استفاده بشه که روی همدیگه اثر هم افزایی دارن.
بهتره برای جلوگیری از اتلاف وقت و انرژی سریعا یه انتی بیوگرام تو همون اول کار از نمونه ی بدست اومده از بیمار تهیه کنیم که بدونیم با این دوست دیرینه مون توی بخش چه کنیم!!!!
علی یارتان...
و اما.... به نظر می رسه انتروباکتین فعلا قویترین و با بیشترین تمایل ( highest afinity ) سیدروفور هست که کارش جذب اهن برای باکتریه. حیف نیم نمره ای که تا حالا بابت این انتروباکتین از دست دادم.....
عیب نداره اخرش یاد گرفتم!!!
در سالی که به پایان آن نزدیک میشویم پیشرفتهای زیادی در پزشکی صورت گرفت، پارهای از آنها البته از به سبب به اینکه درکشان برای عموم مردم دشوار است و هنوز در مرحله پایهای هستند و کاربردی نشدهاند، هیچگاه رسانهای نمیشوند، اما پارهای دیگر آن قدر مهم و در عین حال کاربردی و جالب هستند که مرور آنها هم برای پزشکان و هم برای دیگران، میتواند جالب باشد.
ادامه مطلب
خواص دارچین :
Cinnamon
دارچین درختی است کوچک، همیشه سبز، به ارتفاع 5 تا 7 متر که از تمام قسمت های آن بویی مطبوع استشمام می شود.
گل های آن در فاصله ماه های بهمن تا اوایل فروردین ظاهر می شود. برگ این درخت سبز تیره و دارای گل هایی به رنگ سفید است.
نام علمی این گیاه Cinnamomum zeylanicum میباشد.
اسانس دارچین که تنها قسمت مهم دارچین است به مقدار یک درصد در پوست درخت مذکور وجود دارد و از تقطیر آن با آب نیز حاصل میشود.
این اسانس در صورت تازه بودن به رنگ زرد روشن است، ولی به مرور زمان و به علت اکسیده شدن به رنگ های زرد طلایی و سپس قهوهای مایل به قرمز درمیآید.
دارچین اولین بار در سریلانکا یافت شد و بعد از آن، تمام دنیا این چاشنی را شناختند و برای طعم بهتر غذاها استفاده کردند.
یک قاشق چای خوری دارچین، حاوی 28 میلی گرم کلسیم، 1 میلی گرم آهن و بیشتر از 1 گرم فیبر و مقدار زیادی ویتامین های C و K و منگنز است. همچنین مقدار 2/1 گرم کربوهیدرات دارد.
دارچین بومی سریلانکا و جنوب هند است و پوست درختچه آن کاربرد فراوانی به عنوان ادویه دارد.
برای تهیه دارچین، پوست این درختچه را جدا کرده و معمولا پودر می كنند و در غذا یا چای از آن استفاده می كنند.
خواص درمانی:
دارچین رمز جوانی است و مصرف روزانه آن انسان را سالم نگه می دارد.
دارچین برای زیاد شدن و تجدید نیروی جنسی نیز به كار می رود. كلیه ها را گرم می كند، ضعف كمر و پاها را از بین می برد و كم خونی را درمان می كند.
دارچین بهترین دارو برای دردهای عضلانی است. دارچین اثر آرام كنده و شاد كننده دارد و از بسیاری از داروهای آرام بخش بهتر است. در حقیقت می توان گفت دارچین، والیوم گیاهی است، زیرا در دارچین ماده ای به نام Cinnamodehyde وجود دارد كه روی حیوانات و انسان اثر آرام بخش دارد.
اثر مهم دیگر دارچین پایین آوردن تب می باشد و حتی امروزه دارچین را به صورت قرص و كپسول درآورده اند كه بعنوان "تب بُر" به كار می رود. دارچین رگ ها را باز می كند و باعث بهبود گردش خون می شود.
یکی از خواص دارچین این است که باعث افزایش کارآیی هورمون انسولین در بدن می شود و در نتیجه بدن نیاز کمتری به این هورمون برای کنترل قند خون پیدا می کند. بسیاری از افراد مبتلا به دیابت گزارش داده اند که مصرف یک قاشق چایخوری دارچین در روز تاثیر بسیار مثبتی بر قند خونشان داشته است.
همچنین برخی تحقیقات نشان دهنده تاثیر مثبت دارچین در کاهش فشار خون بوده است.
دارچین خاصیت عجیب دیگری دارد و آن تقویت سیستم ایمنی بدن در مقابل بیماری هاست و حتی می توان گفت كه اثری مشابه پنی سیلین و آنتی بیوتیك دارد.
اگر حس كردید كه ضعیف شده اید و ممكن است مریض شوید، چای دارچینی را فراموش نكنید و حتی اگر سرما خورده اید یا ضعف شدید دارید، چای دارچین بهترین داروست.
دارچین به علت داشتن اسانس و تانن، محرک و قابض است و به عنوان تقویت کننده ی عمل هضم غذا و جریان گردش خون به کار می رود و از آن برای رفع سوءهاضمه، به ویژه در مواردی که با نفخ همراه باشد، به عنوان بادشکن استفاده می شود.
همچنین به علت داشتن تانن در رفع اسهال ، ضعف عمومی بدن و انعقاد خون مصرف می شود و به صورت دارو، مانند گرد و تنتور به کار می رود.
یكی از دانشمندان انگلیسی در كتابی كه قرن نهم تالیف نمود ادعا كرد كه دارچین معده را تمیز و آرام و قوی می كند . بنابراین اگر ناراحتی معده دارید حتما از دارچین استفاده كنید.
دارچین علاوه براین همه خواص، طعم بسیار خوبی نیز دارد. برای اینکه بیشتر از طعم و خاصیت درمانی دارچین بهره ببرید، می توانید موقع دم کردن چای، مقداری از پوست آن را در داخل قوری بریزید تا همراه با چای دم بکشد.
تحقیقی درباره اثر دارچین بر نفخ معده:
با بررسی اثر دو گیاه دارچین و سیاه دانه بر روی نفخ معده، نتایجی که به دست آمد نشان داد 60 درصد افرادی که سیاه دانه، 90 درصد افرادی که مخلوط دارچین و سیاه دانه و 10درصد افرادی که دارچین استفاده کرده بودند، بهبود یافتند. از طرف دیگر درصد بهبود یافتگان با مصرف مخلوط دارچین و سیاه دانه، در زنان و مردان یکسان بود
