تغذیه ی ورزشکاران تنیس1

تنيس ازجمله فعاليت هاي ورزشي بي هوازي محسوب مي گردد، زيرا اگرچه تنيس بازان در طي مدت زمان طولاني به ورزش مي پردازند؛ ليکن در اين دوره ي زماني، فعاليت هاي بدني آنان به صورت حرکات سريع انجام مي شود که براي تأمين انرژي به سيستم هاي بي هوازي نياز است؛ بنابراين تنظيم برنامه ي غذايي در اين گروه ورزشکاران، مي بايست به گونه اي باشد که ذخاير انرژي به ويژه جهت سيستم هاي بي هوازي (گليکوژن)، در زمان ورود ورزشکار به زمين مسابقه در سطح مطلوبي باشد. بنابرمطالب فوق، برنامه ي غذايي يک ورزشکار تنيس به ويژه در دوران مسابقات، مي بايست حاوي انرژي بالايي باشد و ذخاير آب و الکتروليت هاي بدن را تأمين نمايد.

برنامه ي غذايي قبل از مسابقه
ورزشکاران رشته تنيس مي بايست به برنامه ي غذايي خود در اين دوره و به طور ويژه، وعده ي غذايي قبل از مسابقه ي خويش توجه خاصي داشته باشند؛ زيرا رعايت يک برنا مه ي غذايي مطلوب در اين دوره، مواد مغذي، انرژي و مايعات مورد نياز آنها را در طي فعاليت بدني تأمين مي نمايد. در واقع به جز موارد خاص، برنامه ي غذايي ورزشکار در اين دوره، همانند رژيم غذايي يک فرد عادي است که در آن ميزان مواد غذايي مصرفي فرد بيشتر بوده و به اصطلاح از مواد غذايي مغذي تري (داراي مواد مغذي بيشتر) تشکيل مي گردد.


در دوران قبل از مسابقه، ميزان مواد مغذي و انرژي مورد نياز فرد بر اساس تعداد ساعت و شدت تمرين ورزشي وي متغير است.

البته در اين دوره، ورزشکار مي بايست اصول تغذيه ي صحيح نظير مصرف متعادل نمک ، چربي ، قندهاي ساده و مصرف مقادير متناسبي از سبزي ها و ميوه ها را در برنامه ي غذايي روزانه ي خويش جهت پيشگيري از ابتلا به بيماري هاي مزمن به کار گيرد.

در دوران قبل از مسابقه ميزان مواد مغذي و انرژي مورد نياز فرد بر اساس تعداد ساعت و شدت تمرين ورزشي وي متغير است. علاوه بر اين، به دليل انجام بدنسازي و برنامه هاي کاهش يا افزايش وزن در اين دوره، نحوه ي تنظيم و ترکيب غذايي بسيار متفاوت خواهد بود.

تغييرات وزن
در طي دوره ي استراحت و در بين فصول مسابقات، به دليل تغيير ميزان فعاليت بدني و نيز ترکيب غذايي دريافتي فرد، افزايش يا کاهش وزن بدن ورزشکاران در بسياري از رشته هايورزشي از جمله تنيس رايج است. اگرچه تنيس مانند رشته هايي نظير کشتي در محدوده هاي وزني خاص صورت نمي گيرد، ليکن 

اضافه وزن مي تواند در اين افراد به کاهش توان ورزشي – حرکتي فرد منتهي گردد و کاهش وزن نيز مي تواند با تحليل بافت عضلاني همراه باشد و توان فرد را کاهش دهد.

بهتر است ورزشکار براساس قد خود، در محدوده ي وزني مناسبي قرار داشته باشد. رسيدن به اين وزن مي بايست در طي دوره ي بدنسازي صورت گيرد .

لذا بهتر است که ورزشکار بر اساس قد خود، در محدوده ي وزني مناسبي قرار داشته باشد. رسيدن به اين وزن مي بايست در طي دوره ي بدنسازي صورت گيرد و از کاهش يا افزايش وزن در دوره ي مسابقات پرهيز گردد. زيرا تغييرات وزن در دوره ي مسابقات به طور معمول با روش هاي غلط و شتابزده انجام مي شود و به عملکرد فرد آسيب هايي غيرقابل جبران وارد خواهد نمود. براي تنظيم برنامه ي غذايي فرد ورزشکار، ابتدا براساس عواملي نظير وزن، قد، جنس و سن فرد، ميزان انرژي و مواد مغذي مورد نياز وي تعيين مي شود سپس براساس ميزان فعاليت بدني و هدف يا خواسته ي فرد مبني بر کاهش يا افزايش وزن، ميزان انرژي مورد نياز وي تعيين مي گردد.

وعده ي غذايي قبل از مسابقه

* اين وعده ي غذايي نقشي ارزشمند در تأمين ذخاير انرژي و مايعات بدن ورزشکار در طول مسابقه دارد.

* اين وعده غذايي 4-3 ساعت قبل از مسابقه صرف مي شود و شامل غذاهايي با هضم آسان است که ترجيحاً مورد علاقه ي ورزشکار نيز باشند.

* حداقل 60 درصد انرژي در اين وعده ي غذايي مي بايست از کربوهيدرات ( ترکيبات نشاسته اي) تأمين گردد. در مجموع اين وعده ي غذايي مي بايست حاوي کربوهيدرات بالا، پروتئين متوسط و چربي اندک باشد. براين اساس، ماکاروني، نان ، ميوه هاي تازه و نوشيدني هاي حاوي کربوهيدرات، در اين وعده گنجانده مي شوند.

* در اين وعده غذايي مي بايست غذاهاي آشنا با ذائقه ي فرد گنجانده شود و تا حد امکان از آزمودن غذاهاي تازه و جديد در آن پرهيز گردد.مصرف غذاهاي حجيم به دليل سختي هضم آنها، قبل و در حين ورزش ممنوع است.

* از مصرف غذاهاي پرچرب و سرخ کرده پرهيز کنيد، زيرا هضم اين غذاها دشوار است و موجب بروز ناراحتي هاي گوارشي در حين ورزش مي شوند.

* غذاهاي پر فيبر را از اين وعده ي غذايي حذف نماييد، زيرا اين ترکيبات موجب ناراحتي هاي گوارشي و نفخ مي گردند.

* مصرف غذاهاي حجيم به دليل سختي هضم آنها، قبل و در حين ورزش ممنوع است.

* در صورتي که عصبي هستيد يا دچار ناراحتي هاي گوارشي مي باشيد؛ وعده ي غذايي قبل از مسابقه خود را به صورت مايع تهيه نماييد و ميل کنيد. ترکيب مورد نظر در اين وعده غذايي را از کارشناس تغذيه يا مشاور تيم جويا شويد.

اموزش پینگ پنگ - 2

منطقه هاي بازي

بر اساس فاصله خط انتهاي ميز با محلي که به توپ ضربه زده مي شود، منطقه هاي بازي فرق مي کنند. منطقه اول در فاصله يک متري ميز، منطقه دوم در فاصله دو متري و بالاخره منطقه سوم در فاصله سه متري ميز قرار دارد. بازيکنان تهاجمي از مناطق اول و دوم به توپ ضربه مي زنند، در حاليکه بازيکنان دفاعي راحت تر هستند که از مناطق دوم و سوم به توپ ضربه بزنند.



راکت گيري

دو روش راکت گيري وجود دارد: روش اروپايي يا دست دادن(شيک هندزSHAKE-HANDS) که در بين اروپاييها طرفدار دارد و روش مدادي( پن هولدPENHOLD) که در بين آسيايي ها طرفدار دارد. روش شيک هندز کم کم طرفداران بيشتري پيدا مي کند، زيرا در اين روش از هر دو سمت راکت مي توان استفاده نمود، در نتيجه از هر دو نوع روکش لاستيکي مي توان استفاده کرد( مثلاً از روکش نوع ضد چرخش ANTI-SPIN براي بک هند و براي بازي فورهند حمله اي ) . از آنجاييکه روش شيک هندز طرفداران بيشتري دارد، در اين کتاب بيشتر از اين روش نامبرده مي شود.

ادامه نوشته

اموزش پینگ پنگ 1

آيا مي دانيد که تنيس روي ميز که توسط بسياري از مردم بازي مي شود، در کنار فوتبال، پرطرفدارترين ورزش جهان به حساب مي آيد؟ محبوبيت تنيس روي ميز بخاطر ماهيت هيجان انگيز آن و خصوصيات حفظ سلامتي آن بر روي بدن مي باشد. اين بازي به وسايل چندان گراني نياز ندارد، هيچگونه محدوديت سني براي بازيکنان وجود ندارد، ومي توان اصول پايه اين بازي را درعرض چند روز ياد گرفت، با اين وجود براي پيدا کردن مهارت در انجام آن، بايد مدتها تمرين نمود. در اين مطلب ، اصول بازي تنيس روي ميز را با استفاده از دستورالعمل هاي ساده و روشن توضيح داده تا شما بتوانيد اسرار اين بازي را بخوبي درک نماييد. يک نکته مهم در يادگيري، توانايي تجسم هر حرکتي است که در اين مطلب شرح داده مي شود. بنابراين شما نبايد خودتان را محدود به تنها يادگيري چگونگي ضربه زدن به توپ کنيد. شما حتي وقتي که پهلوي ميز پينگ پنگ هم نيستيد، بايد با فکر کردن به آن، بازي خود را توسعه دهيد. درباره بازيتان با مربي يا کسي که شما را در هنگام تمرين نگاه مي کند، بحث نماييد. وقتي که کمي تجربه کسب کرديد، خواهيد فهميد که هر بازيکني شيوه خاصي دارد که نمي توان براي همه اين شيوه را تجويز کرد.

ادامه نوشته

ماه های ایرانی

فروردين

فروردين نام نخستين ماه از فصل بهار و روز نوزدهم هر ماه در گاه شماري اعتدالي خورشيدي است. در اوستا و پارسي باستان فرورتينام, در پهلوي فرورتين و در فارسي فروردين گفته شده كه به معناي فروردهاي پاكان و فروهرهاي ايرانيان است. بنا به عقيده پيشينيان, ده روز پيش از آغاز هر سال فروهر در گذشتگان كه با روان و وجدان از تن جدا گشته, براي سركشي خان و مان ديرين خود فرود مي آيند و ده شبانه روز روي زمين به سر مي‌برند. به مناسبت فرود آمدن فروهرهاي نيكان, هنگام نوروز را جشن فروردين خوانده اند. فروهران در ده روز آخر سال بر زمين هستند و بامداد نوروز پيش از بر آمدن آفتاب,به دنياي ديگر مي‌روند.

ارديبهشت
ارديبهشت نام دومين ماه سال و روز دوم هر ماه در گاهشماري اعتدالي خورشيدي است. در اوستا اشاوهيشتا و در پهلوي اشاوهيشت و در فارسي ارديبهشت گفته شده كه كلمه اي است مركب از دو جزء:
جزء اول ((اشا)) از جمله لغاتي است كه معني آن بسيار منبسط است, راستي و درستي, تقدس, قانون و آئين ايزدي, پاكي.... و بسيار هم در اوستا به كار برده شده است. جزء ديگر اين كلمه كه واژه ((وهيشت))باشد. صفت عالي است به معناي بهترين, بهشت فارسي به معني فردوس از همين كلمه است. در عالم روحاني نماينده صفت راستي و پاكي و تقدس اهورامزداست و در عالم مادي نگهباني كليه آتش هاي روي زمين به او سپرده شده است. در معني تركيب لغت ارديبهشت ((مانند بهشت)) هم آمده است.
 
 خرداد
خرداد نام سومين ماه سال و روز ششم در گاهشمار اعتدالي خورشيدي است. در اوستا و پارسي باستان هئوروتات ,در پهلوي خردات و در فارسي خورداد يا خرداد گفته شده كه كلمه اي است مركب از دو جزء: جزء هئوروه كه صفت است به معناي رسا, همه, درست و كامل. دوم تات كه پسوند است براي اسم مونث, بنابراين هئوروتات به معناي كمال و رسايي است. ايزدان تير و باد و فروردين از همكاران خرداد مي‌باشند. خرداد نماينده رسايي و كمال اهورامزداست و در گيتي به نگهباني آب گماشته شده است.
 
تير

تير نام چهارمين ماه سال و روز سيزدهم هر ماه گاهشماري اعتدالي خورشيدي است. در اوستا تيشريه, در پهلوي تيشتر و در فارسي صورت تغيير يافته آن يعني تير گفته شده كه يكي از ايزدان است و به ستاره شعراي يماني اطلاق مي‌شود. فرشته مزبور نگهبان باران است و به كوشش او زمين پاك, از باران بهره مند مي‌شود و كشتزارها سيراب مي‌گردد. تيشتر را در زبانهاي اروپايي سيريوس خوانده اند. هر گاه تيشتر از اسمان سر بزند و بدرخشد مژده ريزش باران مي‌دهد. اين كلمه را نبايد با واژه عربي به معني سهم اشتباه كرد.
 
امرداد
امرداد نام پنجمين ماه سال و روز هفتم هر ماه در گاهشماري اعتدالي خورشيدي است. در اوستا امرتات ,در پهلوي امرداد و در فارسي امرداد گفته شده كه كلمه اي است مركب از سه جزء:
اول ((ا)) ادات نفي به معني نه, دوم ((مرتا)) به معني مردني و نابود شدني نيست و سوم تات كه پسوند و دال بر مونث است. بنابر اين امرداد يعني بي مرگي و آسيب نديدني يا جاوداني. پس واژه ((مرداد)) به غلط استعمال مي‌شود. در ادبيات مزديسنا امرداد يكي از امشاسپندان است كه نگهباني نباتات با اوست. در مزديسنا شخص بايد به صفات مشخصه پنج امشاسپند ديگر كه عبارتند از:

نيك انديشي, صلح و سازش, راستي و درستي, فروتني و محبت به همنوع, تامين اسايش و امنيت بشر مجهز باشد تا به كمال مطلوب همه كه از خصايص امرداد است نايل گردد.
 
شهريور
شهريور نام ششمين ماه سال و روز چهارم هر ماه در گاهشماري اعتدالي خورشيدي است. در اوستا خشتروئيريه, در پهلوي شتريور و در فارسي شهريور مي‌دانند. كلمه اي است مركب از دو جزء: خشتر كه در اوستا و پارسي باستان و سانسكريت به معني كشور و پادشاهي است و جزء دوم صفت است از ور به معني برتري دادن وئير يه يعني برگزيده و آرزو شده و جمعا يعني كشور منتخب يا پادشاهي برگزيده . اين تركيب بارها در اوستا به معني بهشت يا كشور آسماني اهورامزدا آمده است. شهريور در جهان روحاني نماينده پادشاهي ايزدي و فر و اقتدار خداوندي است و در جهان مادي پاسبان فلزات. چون نگهباني فلزات با اوستاو را دستگير فقرا و ايزد رحم و مروت خوانده اند. روايت شده است شهريور آزرده و دلتنگ مي‌شود از كسي كه سيم و زر را بد به كار اندازد يا بگذارد كه زنگ بزند.

مهر

در سانسكريت ميترا, در اوستا و پارسي ميثر و در پهلوي ميتر و در فارسي مهر گفته مي‌شود. كه از ريشه سانسكريت آمده به معني پيوستن. اغلب خاورشناسان معني اصلي مهر را واسطه و ميانجي ذكر كرده اند. مهر واسطه است ميان آفريدگار و آفريدگان. ميثره در سانسكريت به معني دوستي و پروردگار و روشنايي و فروغ است و در اوستا فرشته روشنايي و پاسبان راستي و پيمان است. مهر ايزد هماره بيدار و نيرومند است و براي ياري كردن راستگويان و بر انداختن دروغگويان و پيمان شكنان در تكاپوست. مهر از براي محافظت عهد و پيمان و ميثاق مردم گماشته شده است. از اين رو فرشته فروغ و روشنايي نيز هست كه هيچ چيز ار او پوشيده نمي‌ماند. براي انكه از عهده نگهباني بر آيد اهورامزدا به او هزار گوش و ده هزار چشم داده است. مقام مهر در بالاي كوه ((هرا)) است, انجايي كه نه روز است و نه شب, نه گرم است و نه سرد, نه ناخوشي و نه كثافت .مهر از آنجا بر ممالك آريايي نگران است. اين آرامگاه خود به پهناي كره زمين است يعني مهر در همه جا حاضر است و با شنيدن آواي ستمديدگان آگاه گشته به ياري آنان مي‌شتابد.

آيين مهر در دين مسيح نيز مشهود است. ايزد مهر در اصل بجز ايزد خورشيد بوده است اما بعدها آندو را يكي دانسته اند. مورخان يوناني مهر را به نام ميترس ياد كرده اند و كر كرده اند كه ايرانيان خورشيد را به اسم ((ميترس)) مي‌ستايند.از اين خبر پيداست كه در يك قرن پيش از ميلاد مسيح آندو با يكديگر مخلوط شده اند. نگهباني ماه هفتم و روز شانزدهم هر ماه را به عهده ايزد مهر است.
 
آبان

در اوستا آپ در پارسي باستان آپي و در فارسي آب گفته مي‌شود. در اوستا بارها ((آپ)) به معني فرشته نگهبان آب استعمال شده و همه جا به صيغه جمع آمده است. نام ماه هشتم از سال خورشيدي و نام روز دهم از هر ماه را, آبان مي دانند. ايزد آبان موكل بر آهن است و تدبير امور و مصالح ماه به او تعلق دارد. به سبب آنكه ((زو)) كه يكي از پادشاهان ايران بود در اين روز با افراسياب جنگ كرده, او را شكست داده, تعاقب نمود و از ملك خويش بيرون كرد, ايرانيان اين روز را جشن مي گيرند, ديگر آنكه چون مدت هشت سال در ايران باران نباريد مردم بسيار تلف گرديده و بعضي به ملك ديگر رفتند. عاقبت در همين روز باران شروع به باريدن كرد و بنابراين ايرانيان اين روز را جشن كنند. آفتاب در اين ماه در برج عقرب يا كژدم قرار مي‌گيرد.
 
آذر

در اوستا آتر, آثر, در پارسي باستان آتر, در پهلوي آتر, و در فارسي آذر مي‌گويند. آذر فرشته نگهبان آتش و يكي از بزرگتري ايزدان است. آريائيان(هندوان و ايزدان) بيش از ديگر اقوام به عنصر آتش اهميت مي دادند. ايزد آذر نزد هندوان ,آگني خولنده شده و در ((ودا)) (كتاب كهن و مقدس هندوان) از خدايان بزرگ به شمار رفته است. آفت اب در اين ماه در برج قوس ياكماندار قرار مي گيرد.

دي

در اوستا داثوش يا دادها به معني آفريننده, دادار و آفريدگار است و غالبا صفت اهورامزدا است و آن از مصدر ((دا)) به معني دادن و افريدن است. در خود اوستا صفت دثوش (=دي)براي تعيين دهمين ماه استعمال شده است. در ميان سي روز ماه, روزهاي هشتم و بيست و سوم به دي (آفريدگار,دثوش) موسوم است. براي اينكه سه روز موسوم به ((دي) )با هم اشتباه نشوند نام هر يك را به نام روز بعد مي‌پيوندند. مثلا روز هشتم را ((دي باز)) و روز پانزدهم را ((دي بمهر)) و....دي نام ملكي است كه تدبير امور و مصالح روز و ماه دي به او تعلق دارد.

بهمن
در اوستا وهومنه ,در پهلوي وهومن, در فارسي وهمن يا بهمن گفته شده كه كلمه اي است مركب از دو جزء: ((وهو))به معني خوب و نيك و ((مند))از ريشه من به معني منش: پس يعني بهمنش, نيك انديش, نيك نهاد. نخستين آفريده اهورامزدا است و يكي از بزرگترين ايزدان مزديسنا. در عالم روحاني مظهر انديشه نيك و خرد و توانايي خداوند است. انسان را از عقل و تدبير بهره بخشيد تا او را به آفريدگار نزديك كند.يكي از وظايف بهمن اين است كه به گفتار نيك را تعليم مي دهد و از هرزه گويي باز مي‌دارد.خروس كه از مرغكان مقدس به شمار مي‌رود و در سپيده دم با بانگ خويش ديو ظلمت را رانده ,مردم را به برخاستن و عبادت و كشت و كار مي‌خواند, ويژه بهمن است. همچنين لباس سفيد هم از آن وهمن است. همه جانوران سودمند به حمايت بهمن سپرده شده اند و كشتار در بهمن روز منع شده است. بنا به نوشته ابوريحان بيروني جانوران سودمند به حمايت بهمن سپرده شده اند و كشتار در بهمن روز منع شده است.بهمن اسم گياهي است كه به ويژه در جشن بهمنجه خورده مي‌شود.و در طب نيز اين گياه معروف است.
 
اسفند
در اوستا اسپنتا آرميتي, در پهلوي اسپندر, در فارسي سپندار مذ, سفندارمذ, اسفندارمذ, و گاه به تخفيف سپندار و اسفند گفته شده كه كلمه اي است مركب از دو جزء: سپند, كه صفت است به معني پاك و مقدس, يا ارمئتي هم مركب از دو جزء: اول آرم كه قيد است به معني درست, شايد و بجا. دوم متي از مصدر من به من معني انديشيدن. بنابراين ارمتي به معني فروتني, بردباري و سازگاري است و سپنته آرمتي به معني بردباري و فروتني مقدس است. در پهلوي آن را خرد و كامل ترجمه كرده اند. سپندارمذ يكي از امشاسپندان است كه مونث و دختر اهورامزدا خوانده شده است. وي موظف است كه همواره زمين را خرم , آباد, پاك و بارور نگه دارد, هر كه به كشت و كار بپردازد و خاكي را آباد كند خشنودي اسپندارمذ را فراهم كرده است و آسايش در روي زمين سپرده به دشست اوست و خود زمين نيز نماينده اين ايزد بردبار و شكيباست و مخصوصا مظهر وفا و اطاعت و صلح و سازش است. بيدمشك گل مخصوص سپندارمذ مي‌باشد.

کاریکاتور ستارگان فوتبال

کاریکاتور 
ستارگان تیم های فوتبال معروف دنیا | HiPersian.com

کاریکاتور 
ستارگان تیم های فوتبال معروف دنیا | HiPersian.com


ادامه نوشته

مرزهای جالب بین کشورهای مختلف


هلند و بلژیک
هلند و بلژیک

 
مرز کوبا و آمریکا در گوانتانامو
مرز کوبا و آمریکا در گوانتانامو

 
مرز نروژ و سوئد
مرز نروژ و سوئد

ادامه نوشته

جانوران جهان بر روی یک درخت + تصویر

یك درخت كهنسال در پاركی در ایالت فلوریدا در آمریكا وجود دارد كه در نوع خود در جهان بی نظیر و منحصربفرد است زیرا این درخت ماوای انواع گونه های جانوری جهان بوده كه اعم شكار و شكارچی در كنار یك دیگر زندگی مسالمت آمیزی را دارند! البته باید یادآوری كنیم كه این جانواران در واقع فاقد حیات بوده و فقط تصاویری هستند كه هنرمندانه روی تنه و شاخه های قطور این درخت كنده كاری شده اند. گزارش كوتاه تصویری از جانوران جهان در یك درخت

 

 
 
 
 
 
 
 
 
 

نظریه ی یک ریاضیدان راجع به زن و مرد

اگر زن یا مرد دارای ( اخلاق) باشند پس مساوی هستند با عدد یک =1

اگر دارای (زیبایی) هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم =10

اگر (پول) هم داشته باشند دوتا صفر جلوی عدد یک میگذاریم =100

اگر دارای (اصل و نسب) هم باشند پس سه تا صفر جلوی عدد یک میگذاریم =1000

ولی اگر زمانی عدد یک رفت (اخلاق) چیزی به جز صفر باقی نمی ماند و صفر هم به تنهایی هیچ نیست
پس ان انسان هیچ ارزشی نخواهد داشت .

عشق زیاد سبب رنج و زحمت می شود.

عشق زياد سبب رنج و زحمت مي شود




 

باغبان با ذوق و سليقه اي بود که باغ بسيار مرتب و زيبايي داشت و انواع گلهاي زيبا و خوشبو را در آن پرورش مي داد . او با آنكه پير بود ، هر روز صبح قبل از طلوع آفتاب در باغ قدم مي زد و از هواي تازه صبح لذت مي برد . او صبح زود به چمنهاي سبز و گياهان و گلها خيره مي شد و عطر خوش آنها را استشمام مي کرد . لذا هميشه سرخوش و با نشاط بود . به همين خاطر ، دوستانش او را پيرمرد زنده دل مي ناميدند . مانند مردم ديگر ، او نيز اعتقاد داشت کسي که هر روز صبح زود از خواب بيدار شود و چند دقيقه اي کنار گلها و گياهان قدم بزند ، هرگز پير نخواهد شد و هميشه شاد و زنده دل باقي خواهد ماند .
باغبان در باغ خود ، انواع گلها را جمع کرده بود و از ميان همه آنها شيفته بوته گل سرخ بود که گلهاي آن زيباتر و خوش بوتر از گلهاي ديگر است . او هر روز به آن خيره مي شد و گلهاي آن را يک به يک مي بوئيد و با خود مي گفت : بلبلها حق دارند که عاشق گل سرخ شوند . گلهاي سرخ ، لذت زندگي و شادي بخش روح و روان هستند . يک روز صبح قبل از طلوع آفتاب ، در حالي که باغبان در باغ قدم مي زد ، به بوته گل سرخ مورد علاقه اش رسيد . او متوجه شد يک بلبل روي شاخه بوته گل سرخ نشسته و گلبرگهاي آن را يکي يکي مي کند . بلبل سرش را در گلبرگها فرو مي برد و آواز مي خواند . او طوري نگاه مي کرد که گويي از بودن در کنار گل ، خوشحال است . بلبل آواز مي خواند و گلبرگها را يکي يکي مي کند تا اينکه تمام گل را پرپر کرد .
باغبان پير ، مدتي آرام ايستاد و به آواز بلبل گوش داد . از ديدن شادي بلبل درکنار گلها خوشحال شد . اما براي گلبرگهاي گل که اطراف بلبل پراکنده شده بود ، ناراحت بود . بعد از مدتي پرنده فهميد که باغبان او را تماشا مي کند ، پرواز کرد و رفت . 
روز بعد باغبان دوباره همين اتفاق را مشاهده کرد . ديد که بلبل درحالي که گل را پرپر مي کند ، آواز مي خواند و با ديدن پيرمرد ، پرواز مي کند و مي رود .
باغبان با ديدن پرپر شدن گل عزيزش ، غمگين شد و با خود گفت بلبل حق دارد که عاشق گل سرخ باشد ، اما گل براي ديدن و بوئيدن است ، نه پرپر کردن / اين دور از انصاف است ، من زحمت زيادي کشيدم تا اين گلها را پرورش دادم . چرا بايد بلبل آنها را از بين ببرد ؟ روز سوم او بلبل را ديد كه آواز مي خواند و با گل سرخ و گلبرگهاي پراكنده روي زمين ، صحبت مي كند . عصباني شد و گفت : مجازات بلبلي که از آزاديش سوء استفاده کند ، قفس است . او زير بوته گل سرخ ، تور پهن کرد و بلبل را به دام انداخت و او را در قفس زنداني کرد . آنگاه گفت :
تو قدر آزادي خودت را ندانستي ، پس حالا بايد در اين قفس بماني تا بفهمي عاقبت کندن گلبرگ هاي گل چيست ؟ بلبل به زنداني بودن خود ، معترض شد و گفت : " دوست عزيز ، من و تو عاشق گل سرخ هستيم . تو گلها را پرورش مي دهي و مرا خوشحال مي کني ، در عوض از آواز خواندن من لذت مي بري . من نيز مي خواهم مانند تو آزاد باشم و در باغ گردش کنم . دليل تو براي زنداني کردن من چيست؟ اگر مي خواهي آواز مرا بشنوي ، لانه من باغ توست و من شب و روز در آن چهچهه خواهم زد. اگر زنداني کردن من دليل ديگري دارد ، خواهش مي کنم به من بگو؟ "
باغبان پاسخ داد : " تا آنجا که مربوط به آواز و چهچهه باشد ، من با تو موافقم . اما تو شادي مرا با صدمه زدن به گلهاي عزيزم بر هم زده اي . وقتي تو آزاد هستي و آواز مي خواني ، انگار کنترل خودت را از دست مي دهي و گلهاي مرا پرپر مي کني. اين مجازات به خاطر انجام کار بد توست تا درس عبرت براي ديگران باشي."
بلبل گفت : " اي مرد بي انصاف ، تو با زنداني کردن من ، قلب مرا مي شکني و روح مرا آزار مي دهي . آن وقت از مجازات حرف مي زني ؟ آيا فکر نمي کني که گناه تو بيشتر است ؟ چون تو قلبي را شکستي ، حال آنکه من فقط يک گل را پرپر کردم . "
حرفهاي بلبل ، باغبان را خيلي تحت تاثير قرار داد . او آنقدر از جواب پرنده خوشش آمد که آن را آزاد کرد . بلبل پرواز کرد و روي شاخه اي از بوته گل سرخ نشست و به پيرمرد گفت: " چون تو به من خوبي کردي ، من هم مي خواهم آن را تلافي کنم. يک ظرف پر از سکه هاي طلا زيرزمين وجود دارد و درست در همان جايي که ايستاده اي دفن شده است. آن را بردار و خوشحال باش . "
باغبان زمين را کند، ظرف طلا را يافت و به پرنده گفت: " تعجب مي کنم که تو ظرف زيرزمين را ديدي ، اما دامي را که براي تو پهن کرده بودم ، نديدي . " 
بلبل گفت : " اين مسأله دو دليل دارد. اول آنکه عليرغم دانايي ، ممکن است يك موجود به علت برخي موقعيت هاي پيش بيني نشده که ما آن را تقدير مي ناميم ، گرفتار شود . دوم آنکه من عاشق طلا نيستم ، لذا وقتي آن را مي بينم ، به آن اهميتي نمي دهم . اما به خاطر اين که عاشق گل سرخ هستم ، آن قدر شيفته آن شدم که تمام حواسم به بوته گل سرخ بود و متوجه دام تو نشدم . هر چيزي که از حد خودش تجاوز کند ، سبب رنج و زحمت مي شود ، حتي عشق زياد هم مي تواند اين نتيجه را داشته باشد .
بلبل اين حرفها را گفت و پرواز کرد و رفت تا زيبايي گلها را تحسين کند .


پندها: 
مر عاشقان را پند کس هرگز نباشد سودمند
ني آن چنان سيلي است اين کش کس تواند کرد بند 
ذوق سر سرمست را هرگز نداند عاقلي 
حال دل بي ‌هوش را هرگز نداند هوشمند 
بيزار گردند از شهي شاهان اگر بويي برند
زان باده‌ ها که عاشقان در مجلس دل مي‌ خورند
خسرو وداع ملک خود از بهر شيرين مي ‌کند 
فرهاد هم از بهر او بر کوه مي ‌کوبد کلند

13 جمله ی طلایی از گابریل گارسیا مارکز


گرانقیمت ترین ابرخودروی جهان!






شرکت پورشه در نظر دارد یکی از طرحهای خودروهای هیبریدی خود را به تولید رسانده و با قیمت 400 هزار پاوند در اختیار 1000 مصرف کننده قرار دهد.

شرکت "پورشه" تصمیم دارد تعدادی محدود از ابرخودروی هیبریدی جدید خود به نام 918Spyder را به تولید برساند.

این خودرو که از دو موتور سوختی و الکتریکی برخوردار است بر اساس طرحی ساخته خواهد شد که در نمایشگاه اتومبیل ژنو امسال به نمایش گذاشته شده است.

این خودرو می‌تواند در عرض 3.2 ثانیه از سرعت صفر به 99.7 کیلومتر در ساعت برسد، حداکثر سرعت آن 318.6 کیلومتر بر ساعت بوده و می‌تواند با استفاده از موتور پاک و الکتریکی خود مسافتی برابر 25 کیلومتر را طی کند.
این خودرو می‌تواند جایگزین مناسبی برای خودروی Carreta GT این شرکت به شمار رود و با قیمتی در حدود 400 هزار پاوند گران قیمت ترین خودروی این شرکت خواهد بود.

یکی از موتورهای الکتریکی خودرو حرکت دادن چرخهای جلویی و موتور الکتریکی و بنزینی با هم حرکت دادن چرخهای پشتی را به عهده دارند. همچنین این خودرو از چهار حالت رانندگی برخوردار است که از میان آنها می‌توان به حالت الکتریکی و مسابقه ای اشاره کرد.

میزان مصرف سوخت 918Spyder در حدود پنج لیتر در هر 160 کیلومتر بوده و میزان انتشار دی اکسید کربن آن 70 گرم است. همچنین بدنه این خودرو از فیبرهای کربنی ساخته شده است.

بر اساس گزارش بی بی سی، این خودروی قیمتی تنها به تعداد هزار دستگاه ویژه افرادی تولید خواهد شد که درخواست خرید آن را امضا کرده باشند، اگر می‌خواهید به تعداد تولید آن بیافزایید کافی است 660 میلیون تومان کنار گذاشته و نام خود را به لیست این خریداران بیافزایید!

تست روانشناسی ازدواج


تست روانشناسی مخصوص مجرد ها
در بین ما افرادی وجود دارند که مجردند و ترجیح می دهند هر چه زودتر تشکیل خانواده بدهند، اما در این بین هستند اشخاصی که ترجیح می دهند همچنان مجرد بمانند و یا دیر تر ازدواج کنند. باید اشاره داشت در بیشتر افرادی که تشکیل خانواده می دهند میل به ازدواج احساس می شود، یعنی زمانی که این احساس در آنها به وجود آمد تشکیل خانواده می دهند... حال شاید شما بپرسید، این نیاز را چگونه باید در وجود خودمان بشناسیم تا ازدواج کنیم... آیا اصلاً چنین احساسی در ما به وجود می آید یا نه؟ تست های زیر را پاسخ دهید تا متوجه شوید که در وجودتان چنین میلی دارید یا خیر؟
1- آیا زمانی که مادر و پدری را به همراه فرزند کوچکشان می بینید، غبطه می خورید؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات

2- آیا زمانی که یک زوج جوان را در حال خنده می بینید، افسوس می خورید؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات

3-آیا همچون گذشته از اوقات تنهایی تان لذت می برید؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات

4- زمانی که در جمع دوستان متاهل هستید،به خود می گویید که ای کاش من هم متاهل بودم؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات

5-آیا شده که تا به حال حضور شخصی از جنس مخالف، شما را دگرگون کند؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات

6- آیا تا کنون به این موضوع فکر کرده اید که تنهایی دیگر بس است؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات

7-آیا تا کنون برایتان پیش آمده که شادی تان را بخواهید به کسی از جنس مخالف، انتقال دهید؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات

8- آیا شما موسقی های آرام گوش می دهید؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات

9- آیا شده زمانی که پشت ویترین یک فروشگاه هستید، احساستان به شما بگوید برای کسی هدیه ای بخرید؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات

10- آیا رنگ زندگی برای شما تغییر کرده است؟ امیدواریم که حضور شخصی زندگی تان را دگرگون کند. 
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات

11- آیا شده در چند ماه اخیر، لبخند فردی، امید را در دلتان زنده کند و نگاه شما به زندگی تغییر کند؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات

12- زمانی که پدر مادرتان می گویند، دیگر زمان ازدواج فرا رسیده است، اخم نمی کنید؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات

13- آیا به تازگی در خیالتان مراسم خواستگاری را مرور می کنید؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات

14- آیا اخیرا برایتان پیش آمده عاشق کسی شده باشید، اما حجب و حیا اجازه ندهد، آن را با او در میان بگذارید؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات

نتیجه:
اگر از 14 پرسش بالا به ده گزینه پاسخ بلی داده اید، به این معنی است که نیاز به ازدواج در وجودتان احساس شده است
.

اگر به ده گزینه پاسخ خیر داده اید، به این معنی است که نیاز به ازدواج هنوز در وجودتان احساس نشده است 
.
اگر به هفت گزینه پاسخ گاهی اوقات داده اید به این معنی است که هنوز سر در گم هستید و نمی دانید که باید ازدواجکنید یا نه، همچنان مجرد بمانید.

غار اصحاب‌ کهف كجاست؟ +تصاویر


بقاياي تاريخي همواره مورد توجه ملل مختلف بوده و به فرهنگ و تاريخ غنا بخشيده و در جلب گردشگر و توجه جهاني نيز مؤثر است. غار کهف از جمله اماکن مورد توجهي است که کشورهاي مختلف هر نشانه‌اي را مبناي انتساب به اصحاب کهف مي‌دانند.


به گزارش مهر، اصحاب کهف‌، در قصص‌ قرآنى‌ نام‌ گروهى‌ از مؤمنان‌ است که‌ از ستم‌ پادشاهى‌ مشرک‌ به‌ غاري‌ پناه‌ بردند و ساليانى‌ دراز به‌ خوابى‌ عميق‌ رفته و سپس بيدار شدند.

داستان‌ اين‌ گروه‌، با اشاراتى‌ کوتاه‌ در آيات 9 تا 26 سوره کهف يعني در 27 آيه تشريح شده است.

تعداد اصحاف به طور دقيق مشخص نيست، اگرچه رقم هفت بيشتر در مورد آنها بکار گرفته مي شود . در مورد تعداد اصحاب  در آيه 22 سوره کهف آمده است: به زودى خواهند گفت ‏سه تن بودند [و] چهارمين آنها سگشان بود و مى‏گويند پنج تن بودند [و] ششمين آنها سگشان بود تير در تاريکى مى‏اندازند و [عده‏اى] مى‏گويند هفت تن بودند و هشتمين آنها سگشان بود بگو پروردگارم به شماره آنها آگاه‏تر است جز اندکى [کسى شماره] آنها را نمى‏داند پس در باره ايشان جز به صورت ظاهر جدال مکن و در مورد آنها از هيچ کس جويا مشو .

داستان کهف ، دلالت بر معاد

داستان اصحاب کهف دلالت بر معاد دارد. اين داستان از قول هاي مشهور بين اقوام و ملل زمانهاي مختلف مطرح است و قرآن کريم شرحي از آن را به قدري که شاهد براي مسئله معاد است بيان کرده است.

خداوند اصحاب کهف را براي مدت طولاني به خواب برد و بعد بيدار کرد تا به منکرين معاد برساند که مردن و زنده شدن مانند اصحاب کهف و سپس تنبه و بيداري آنهاست.

داستان اصحاب کهف در زماني به وقوع پيوست که تنازعي شديد در امر معاد و بعثت مردگان بين موحدين و مشرکين در گرفته بود، وقوع اين قضيه و حدوث اين حادثه که از هر جهت مشابه با مردن و زنده شدن جميع خلائق است، شک و ترديدي براي منکرين باقي نمي گذارد.


اصحاب کهف در ميان ملل مختلف

مانند‌ بسياري‌ ديگر از قصص‌ قرآنى‌، داستان‌ اصحاب‌ کهف‌ در ميان‌ صاحبان‌ اديان‌ آسمانى پيشينه‌ دارد، در واقع داستانى‌ مشهور در ميان‌ مسيحيان‌ شرق‌ و غرب‌ بوده‌ است‌.

قرآن‌ کريم‌ بدون‌ اينکه‌ به‌ صاحبان‌ ديانت‌ بخصوصى‌ اشاره کرده باشد به‌ تعبير «يقولون‌» به‌ شهرت‌ و تداول‌ اين‌ داستان‌ در ميان‌ پيشينيان و حتى‌ اختلافى‌ در جزئيات‌ داستان‌ ميان‌ بازگو کنندگان‌ اشاره‌ دارد، سوره کهف آيه 22.

در ميان‌ مسيحيان‌، اصحاب‌ کهف‌ نه‌ به‌ دليل پناه‌ بردنشان‌ به‌ غار، بلکه‌ از جهت‌ به‌ خواب‌ رفتنشان‌ شهرت‌ يافته‌اند و با عنايت‌ به‌ اينکه‌ شمار آنان‌ 7 نفر انگاشته‌ شده‌ است‌، در غالب‌ منابع‌ به‌ خصوص‌ در منابع‌ مسيحيت‌ غربى‌ به‌ "7 خفتگان" شناخته‌ شده‌اند.

کاوش‌ در پى‌ اصحاب‌ کهف‌

جايگاه‌ داستان‌ اصحاب‌ کهف‌ نزد مسلمانان‌ و وجود اين‌ باور که‌ هنوز مى‌توان‌ نشانى‌ از غار اصحاب‌ کهف‌ را بازجست‌، موجب‌ آن‌ شده‌ تا در طول‌ تاريخ‌ کاوش هايي براي دستيابي به غاري که اصحاف کهف در آن به خواب رفتند انجام شده و مکان هايي نيز در پي اين کاوش ها و يا بطور تصادفي مشخص و معرفي شده اند... به‌ طبع‌ شهرت‌ اينکه‌ اصحاب‌ کهف‌ در بلاد روم‌ سکنى‌ داشته‌اند، انگيزه‌اي‌ بوده‌ است‌ تا اين‌ جويندگان‌، در پى‌ يافتن‌ اطلاعاتى‌ جديد و موثق‌ درباره اصحاب‌ کهف‌ بيشتر به‌ جانب‌ روم‌ توجه‌ کنند.

جايگاه غار اصحاب کهف از منظر آيت الله مکارم شيرازي

در مورد مکان غار اصحاب کهف نظريه هاي مختلفي وجود دارد و مکانهاي متعددي به عنوان غار اصحاب کهف معرفي شده اند.

در تفسير نمونه آيت الله مکارم شيرازي، جلد 12، صفحه 438 درمورد غار اصحاب کهف آمده است: اينکه اصحاب کهف در کدام منطقه از روى زمين زندگى مى کردند و اين غار در کجا قرار داشته، در ميان دانشمندان و مفسران گفتگو بسيار است.

گرچه پيدا کردن محل دقيق اين غار تأثير زيادى در اصل داستان، نکات تربيتى و اهميت تاريخي آن ندارد اما دانستن محل اين حادثه مى تواند کمک به فهم بيشتر خصوصيات آن کند.

به هر حال، در ميان احتمالات و اقوالى که در اين زمينه وجود دارد دو قول به صحت نزديک ترند:

نخست اينکه اين حادثه در شهر «افسوس» واقع شده و اين غار در نزديکى آن قرار داشته است.

ويرانه هاى اين شهر، هم اکنون در نزديکى «ازمير» در «ترکيه» به چشم مى خورد، و در کنار قريه «اياصولوک» در کوه «ينايرداغ» هم اکنون غارى ديده مى شود که فاصله چندانى از «افسوس» ندارد.

اين غار، غار وسيعى است که مى گويند آثار صدها قبر در آن به چشم مى خورد و به عقيده بسيارى غار «اصحاب کهف» همين است.

به طورى که ارباب اطلاع نقل کرده اند، دهانه اين غار به سوى شمال شرقى است و همين سبب شده که بعضى مفسران بزرگ در اصالت آن ترديد کنند، در حالى که اين وضع مؤيد اصالت آن است زيرا قرار گرفتن آفتاب به هنگام طلوع در سمت راست غار و در هنگام غروب در سمت چپ ، مفهومش آن است که دهانه غار به سوى شمال و يا اندکى متمايل به شمال شرقى باشد.

عدم وجود مسجد و معبدى در حال حاضر در کنار آن، دليلى بر نفى اصالت آن نيز نخواهد بود، چه اينکه ممکن است با گذشتن حدود 17 قرن آثار آن معبد از بين رفته باشد.

دومين غار، غارى است که در نزديکى پايتخت «اردن» يعنى شهر «امان» واقع شده است، در نزديکى روستايى به نام «رجيب».

  

در بالاى اين غار، آثار صومعه اى ديده مى شود که طبق پاره اى قرائن، مربوط به قرن پنجم ميلادى است که بعد از غلبه مسلمين بر آنجا تبديل به مسجد شده و محراب و مأذنه دارد.

ديگر غارها

در برخى‌ روايات‌ آمده‌ که‌ در قريه‌اي‌ به‌ نام‌ لوشه‌ در غرناطه‌، غاري‌ ديده‌ شده‌ است‌ که‌ اجسادي‌ با سگشان‌ در آن‌ وجود دارند و مردم‌ آنان‌ را اصحاب‌ کهف‌ مى‌پندارند.

در کنار آن‌ غار مسجدي‌ است‌ و در نزديکى‌ مسجد، قصري‌ به‌نام‌ رقيم‌ و در قسمت‌ شمالى‌ غرناطه‌ شهري‌ قديمي‌ به‌ نام‌ دقيوس‌ وجود دارد .

در ايالت نخجوان آذربايجان نيز غاري به عنوان غار اصحاب کهف معرفي شده است.


 
اصحاب کهف در متون کهن مسيحي و توجه خاورشناسان

در دايرةالمعارف بزرگ اسلامي آمده است: در متون‌ مسيحى‌ کهن، داستان‌ اصحاب‌ کهف‌ با مضامينى‌ کاملاً قابل‌ مقايسه‌ با مضامين‌ اسلامى‌ ديده‌ مى‌شود، بدان‌گونه‌ که‌ نه‌ تنها مى‌توان‌ خطوط کلى‌ داستان‌ قرآنى‌ را در پرداختهاي‌ مسيحى‌ بازيافت‌ بلکه‌ بخش‌ تفصيلات‌ داستان‌ در روايات‌ و تفاسير اسلامى‌ نيز با پرداختهاي‌ مسيحى‌ قابل‌ مقايسه‌ است‌.

اصحاب‌ کهف‌ و مقايسه آن‌ با نمونه‌هاي‌ مسيحى و همچنين‌ تطبيق‌ آن‌ با برخى‌ دانسته‌هاي‌ تاريخى، توجه‌ خاورشناسان‌ را به‌ خود جلب‌ کرده‌ است‌، چنانکه‌ از زواياي‌ مختلف‌ درباره اين‌ موضوع‌ به‌ تحقيق‌ پرداخته‌اند.

براي‌ نمونه‌ ماسينيون‌ با نگاهى‌ بر روايات‌ اسلامى‌ و مسيحى‌ به‌ بررسى‌ جايگاه‌ اصحاب‌ کهف‌ در ميان‌ گروههاي‌ قومى‌ گوناگون‌ به‌ ويژه‌ از نظر تصويرنگاري‌ ايشان‌ عنايت‌ داشته و طى‌ يک‌ سلسله‌ مقالات‌ به‌ تفصيل‌ به‌ اين‌ مطلب‌ پرداخته‌ است

از سويى‌ ديگر يونگ‌ با مقايسه داستان‌ اصحاب‌ کهف‌ و داستان‌ خضر نبى‌، به‌ موضوع‌ تجديد حيات‌ و عمر دوباره‌ يافتن‌ نظر داشته‌ است‌ .

منشأ زبان شناختي در کشورهاي اسکانديناوي، آلمان، مجارستان و ولز

واژه sjusovare يا syv sover که در کشورهاي اسکانديناوي سوئد، نروژ و دانمارک کاربرد داشته ريشه در داستان اصحاب کهف از افسوس دارد و به معناي کسي است که سخت و طولاني خوابيده است.

واژه "Siebenschl?fe" در زبان آلماني و "hétalv?" در زبان مجاري نيز معنايي شبيه به کاربرد مشابه در اسکانديناوي دارد. اين واژه ويژگي فردي را توصيف مي کند که معمولا خواب طولاني داشته و ديرتر از زمان لازم از خواب بيدار مي شود.

در دامنه واژگان ولزي نيز واژه "saith cysgadur" در داستان بلند ريز لوئيس نوشته دنيل اوون در سال 1885 به کار برده مي شود و اشاره به فردي دارد که خواب طولاني داشته است.


 اصحاب کهف در ادبيات قرون وسطي

توصيف شرايط و وضعيت اصحاب کهف، قرن شانزدهم در فرهنگ کليساي پروتستان عموميت يافت و جان دون از شعراي قرن شانزدهم شعري در اين رابطه سروده است.

در دوره روشنگري اشاره به داستان اصحاب کهف چندان فراگير نبود اما شرح اين داستان با ظهور عصر رومانتيسيزم احيا شد. اشاره به اين داستان در آثاري از تومان دي کوئنسي، شعري از گوته، داستاني از واشنگتن ايروينگ و اچ جي ولز به چشم مي خورد.

ظهور داستان اصحاب کهف در ادبيات دوران مدرن

دانيلو کيس نويسنده صرب - کرووات داستان اصحاب کهف را در قالب يک داستان کوتاه در کتاب خود با عنوان دانشنامه درگذشتگان روايت کرده است.

اين داستان در دو کتاب سوزان کوپر نيز روايت شده است.

گيلبرد موريس در مجموعه داستانهاي اصحاب کهف رويکرد مدرني به اين داستان داشته و با الهام از آن داستاني مشابه نقل کرده است.

روشی برای هضم غذا، رفع استرس و عضلانی شدن بدن

روشی  برای رفع استرس، هضم غذا و عضله ای شدن بدن

این توصیه دارای فواید بسیار زیادی می باشد ، آیا از نحوه ی عملکرد این روش اطلاعی دارید؟

 

از شکم نفس بکشید: این روش برای رفع استرس، هضم غذا و عضله ای شدن مفید است
ما به لطف شش هایمان نفس می کشیم، مطمئناً همین طور است ولی اغلب از یاد می بریم که عمل تنفس نیازمند مشارکت تعداد زیادی از ماهیچه های بدن است. از این میان می توان از دیافراگم یاد کرد که خود دیافراگم نیازمند عضلات شکم است. بنابراین خوب است که تنفس از طریق شکم را یاد بگیریم. این روش بسیار مفید است خصوصاً برای عملکرد بهتر دستگاه گوارش و روده. 

ش
ش ها/ دیافراگم/ شکم: یادآوریی از آناتومی بدنشش های ما که بر روی دیافراگم قرار دارند توسط قفسه سینه محافظت می شود. در جریان تنفس، شش های ما باد می کند، اما انبساط سینه ای به علت حضور استخوان های قفسه سینه محدود است. در عوض، کمی پایین تر (اطراف شکم)، ناحیه ای نرم تر وجود دارد که شش ها می توانند از آن برای یک انبساط حجیم تر استفاده کنند. 
همچنین، تنفس از شکم دیافراگم ما را به حرکت در می آورد و در نتیجه عمل تنفس و اکسیژن رسانی به تمام اعضا با سهولت بیشتری انجام می گیرد. 
در حالت آرامش و راحتی، این شکم ماست که به علت نفس کشیدن متورم می شود زیرا شش ها به سمت پایین کشیده می شوند. 

بالعکس، هنگام استرس و فشارهای روحی دیافراگم در جای خود بی حرکت می ماند و مانع پایین رفتن شش ها می شوند در نتیجه تنفس سینه ای و ناقص خواهد بود.
بنابراین فرا گرفتن تنفس از شکم به جریان تنفس و تمدد اعصاب کمک می کند. ضمناً در عضلانی شدن شکم نیز سهیم خواهد بود که این عضلانی شدن برای عملکرد روده ای و هضم غذا بسیار سودمند است. به بیان دیگر، تنفس از شکم چیزی به جز سود و منفعت نیست.
تمرین برای فراگیری تنفس از طریق شکم
1. در جایی آرام و ساکت بنشیند. 
در ابتدا در حالت نشسته، پاهای خود را بکشید و به آهستگی به جلو خم شوید. هیچ فشاری نیاورید و سپس سر و شانه هایتان را شل کنید. یکی از دست هایتان را به آرامی روی شکم قرار دهید تا بتوانید حرکات شکمتان را به خوبی حس کنید.
2. شکم تان را مانند یک کابین آسانسور تصور کنید که بالا و پایین می رود: هنگامی که هوا را به داخل می کشید، قفسه سینه تان را صاف نگه دارید و شکم تان را باد کنید، شکم مانند کابین آسانسور تا حدی که ممکن است پایین می رود.
هنگامی که هوا را بیرون می دهید باز هم قفسه سینه را صاف نگه دارید، هنگامی که شکم را به داخل می دهید، مثل این است که کابین آسانسور تا بالاتر از کمرتان برود.
شبیه همین تمرین را می توانید در حالت نشسته و یا درازکش تکرار کنید. 

در صورت تکرار و تمرین بیشتر، این شکل تنفس برایتان عادت می شود و بدون اینکه به آن فکر کنید، تبدیل به شیوۀ تنفسی تان می شود. ضمناً در عین عضله ای شدن، شکم تان نرم هم می شود.

شما بازتاب این شیوۀ نفس کشیدن را در هنگام استرس، فشارهای عصبی، سردردها و... خواهید دید.

چه جوری بگم دوست دارم؟

 گفتن دوستت دارم برای شما و همچنین برای نامزدتان بسیار اهمیت دارد. اما شما نباید به گفتن دوستت دارم بسنده کنید. درحقیقت، ابراز علاقه غیر کلامی روش بهتری برای جذب کردن مردان است.
مردها تمایل دارند که دوستت دارم را در کارهایشان ثابت کنند بنابراین برای ابراز احساساتشان کمتر از این جمله استفاده می کنند. ما در اینجا شما را با نحوه ابراز علاقه چند نفر آشنا می کنیم تا ببینید چگونه می توانید علاقه و عشقتان را بدون گفتن یک کلمه به طرف مقابلتان ابراز کنید.

رمانتیک باشید

• گاهی اوقات من یک پیام عاشقانه برای همسرم روی میز صبحانه اش می نویسم. مخصوصا روز ولنتاین با برش های نان روی میز صبحانه علاقه ام را به او نشان میدهم. او با دیدن این پیام عاشقانه لبخندی بر لبانش می نشیند.

• هرچندوقت یکبار روی یک کارت برایش می نویسم که چقدر دوستش دارم و از او تشکر می کنم که قبل از اینکه بخوابد آن را بخواند.

• همسر من، گاهی اوقات به ماموریت کاری می رود و وقتی که برمی گردد، به او هدیه کوچکی می دهم. هدیه را روی میز آشپزخانه می گذارم و منتظر می مانم تا متوجه اش شود. هدیه ای که برایش تهیه می کنم می تواند عطر مورد علاقه اش، گل طبیعی، یا حتی یک تکه وسیله زینتی که خودم درستش کردم باشد.

• من گاهی اوقات نوشته های عاشقانه، را در کشوی لباسهای همسرم می گذارم. او هرگز نمی تواند پیش بینی کند که دفعه بعد چه چیزی خواهد دید. او بعد از دیدن نوشته های من آن را بر می دارد و می داند که کار من است.

• من روی آینه برای همسرم می نویسم دوستت دارم تا هروقت سراغ آینه رفت آن را ببیند.

زندگی را راحت بگیرید

• شوهر من هر شب خمیردندان را روی مسواکم می ریزد و روی سینک می گذارد. او بهترین شوهر دنیا است.

• من لیست کانال های تلویزیون را به ترتیب علائق شوهرم تنظیم می کنم. مثلا اول کانالی که بیشتر فیلم پخش می کند و سپس کانال ورزشی. چون می دانم که او به این دو شبکه علاقه دارد البته این موضوع را به او نمی گویم. زمانی که کنترل تلویزیون را دستش گرفت کاملا سورپریز می شود.

• قبل از اینکه شوهرم سرکار برود، میز صبحانه را آماده می کند. برای یک مرد، این واقعا قدم بزرگی است.

• شوهر من هر روز صبح زود بیدار می شود. با وجود اینکه کارش ساعت ۹ شروع می شود و می توانید دیرتر از من بیدار شود اما اینگونه نیست. وقتی که من آماده شدم، همسرم سه فرزندمان را به سمت ماشینش می برد تا آنها را برساند. برای من این کار بهترین روش است که نشان می دهد او همه ما را عاشقانه دوست دارد.

قدردانی تان را نشان دهید

• وقتی که من و همسرم با دوستانمان بیرون می رویم من واقعا به خودمان افتخار می کنم حتی اگر او درمورد چیزهای کوچکی از من صحبت کند.

• هر روز صبح قبل از اینکه من از خواب بیدار شوم، همسرم دو عدد حوله تمیز برایم آماده می کند تا وقتی که حمام رفتم حوله ام آماده باشد. یک حوله بزرگ برای بدنم و یک حوله کوچکتر برای موهایم.

با در آغوش گرفتن همسرتان از او تشکر و قدردانی کنید
اولین اعتراضی که بیشتر از بقیه از مردان می شنویم این است که آنها می گویند ما برای کاری که انجام می دهیم قدردانی نمی شویم. دفعه بعد که شوهرتان برای بردن زباله ها به بیرون از خانه رفت برای ۳۰ ثانیه هم که شده او را در آغوش بگیرید و از او قدردانی کنید. مردان فوق العاده تحت تاثیر این روش قرار میگیرند.

• زمستان ها موقع صبح، من ماشین شوهرم را استارت می زنم تا زمانی که می خواهد سرکار برود ماشینش گرم شده باشد.

نشانه های عشق و صمیمیت را از خودتان به جا بگذارید

• صفحه موبایل همسرتان را عوض کنید تا هروقت به گوشی اش نگاه کرد جمله دوستت دارم را بخواند.

• من و همسرم ایمیل های کوتاهی برای همدیگر می فرستیم تا به همدیگر نشان دهیم که در هر لحظه چه حسی نسبت به یکدیگر داریم. یکبار او برای من نوشت: آهنگ یک خواننده مرا یاد تو می اندازد. حالا هرموقع که من آن را گوش می کنم متوجه می شوم چقدرشوهرم مرا دوست دارد.

• شوهر من ساعت ۵:۳۰ صبح بیدار می شود، اما شب قبل لباسهایش را از داخل کمد و کشویش بیرون می آورد تا صدای باز و بسته شدن آنها مرا بیدار و اذیت نکند. به نظر شما این عشق نیست؟! 

یک پیام رمزدار بفرستید

• روی دیوار هال تا دیوار اتاق خواب نوشته ای دنباله دار برای همسرتان بنویسید. 

• هر روز صبح که شوهرم سر کار می رود سه بار برایم بوق می زند. با این کار به من نشان می دهد که دوستت دارم.

همه چهار زن دارند!

روزی روزگاری تاجر ثروتمندی بود که 4 زن داشت.
زن چهارم را از همه بیشتر دوست داشت و او را مدام با خریدن جواهرات گران قیمت و غذاهای خوشمزه خوشحال می‌کرد. بسیار مراقبش بود و بهترین چیزها را به او می‌داد.‌‌
زن سومش را هم خیلی دوست داشت و به او افتخار می‌کرد. اگرچه واهمه شدیدی داشت که روزی او تنهایش بگذارد.
واقعیت این است که او زن دومش را هم بسیار دوست داشت. او زنی بسیار مهربان بود که دائما نگران و مراقب همسرش بود. مرد در هر مشکلی به او پناه می‌برد و او نیز به تاجر کمک می‌کرد تا گره کارش را بگشاید و از مخمصه بیرون بیاید.
اما زن اول مرد، زنی بسیار وفادار و توانا بود که در حقیقت عامل اصلی ثروتمند شدن او و موفق بودنش
در زندگی بود که اصلا مورد توجه مرد نبود. با اینکه از صمیم قلب عاشق شوهرش بود اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در خانه ای که تمام کارهایش با او بود حس می‌کرد و تقریبا هیچ توجهی به او نداشت.
روزی مرد احساس مریضی کرد و قبل از آنکه دیر شود فهمید که به زودی خواهد مرد. به دارایی زیاد و زندگی مرفه خود اندیشید و با خود گفت: ‌"من اکنون 4 زن دارم، اما اگر بمیرم دیگر هیچ کسی را نخواهم داشت و تنها و بیچاره خواهم شد"! بنابراین تصمیم گرفت با زنانش حرف بزند و برای تنهایی‌اش فکری بکند.
اول از همه سراغ زن چهارم رفت و گفت:"من تورا بیشتر از همه دوست دارم و از همه بیشتر به تو توجه کرده ام و انواع راحتی ها را برایت فراهم آورده ام ، حالا در برابر این همه محبت من آیا در مرگ با من همراه می‌شوی تا تنها نمانم؟"زن به سرعت گفت : " هرگز" و مرد را رها کرد.
ناچار با قلبی که به شدت شکسته بود نزد زن سوم رفت و گفت:‌"من در زندگی تو را بسیار دوست داشتم آیا در این سفر همراه من خواهی آمد؟"زن گفت: " البته که نه! زندگی در اینجا بسیار خوب است. تازه من بعد از تو می‌خواهم دوباره ازدواج کنم " قلب مرد یخ کرد.
مرد تاجر به زن دوم رو آورد و گفت:"تو همیشه به من کمک کرده ای . این بار هم به کمکت نیاز شدیدی دارم شاید تو از همیشه بیشتر می‌توانی در مرگ همراه من باشی؟ "زن گفت :" این بار با دفعات دیگر فرق دارد . من نهایتا می‌توانم تا گورستان همراه جسم بی جان تو بیایم اما در مرگ،...متاسفم"! گویی صاعقه ای به قلب مرد آتش زد.
در همین حین صدایی او را به خود آورد:"من با تو می‌مانم ، هرجا که بروی"، تاجر نگاهش کرد، زن اول بود که پوست و استخوان شده بود ، انگار سوءتغذیه، بیمارش کرده باشد. غم سراسر وجودش را تیره و ناخوش کرده بود و هیچ زیبایی و نشاطی برایش باقی نمانده بود . تاجر سرش را به زیر انداخت و آرام گفت:" باید آن روزهایی که می‌توانستم به تو توجه می‌کردم و مراقبت بودم ..."
در حقیقت همه ما چهار زن داریم! ا
لف: زن چهارم بدن ماست که مهم نیست چقدر زمان و پول صرف زیبا کردن او بکنیم وقت مرگ، اول از همه او ما را ترک می‌کند.
ب: زن سوم دارایی‌های ماست. هر چقدر هم برایمان عزیز باشند وقتی بمیریم به دست دیگران خواهد افتاد.
ج : زن دوم که خانواده و دوستان ما هستند. هر چقدر هم صمیمی و عزیز باشند ، وقت مردن نهایتا تا سر مزارمان کنارمان خواهند ماند.
د: زن اول که روح ماست. غالبا به آن بی توجهیم و تمام وقت خود را صرف تن و پول و دوست می‌کنیم.او ضامن توانمندی های ماست اما ما ضعیف و درمانده رهایش کرده ایم تا روزی که قرار است همراه ما باشد، اما دیگر هیچ قدرت و توانی برایش باقی نمانده است

همفری دیوی







تولد دیوی 
"همفری دیوی" ، دانشمند انگلیسی در 17 دسامبر سال 1778 در پنزانس در انگلیس بدنیا آمد. دیوی پسر ارشد خانواده اش بود که از طبقه متوسط جامعه بودند. 

تحصیل علم و دانش 
او تحصیلات ابتدایی را در مدرسه گرامر که در نزدیکی پنزانس بود آغاز کرد و آغاز تحصیلاتش در سال 1793 بود. دیوی هنگامی که نزدیک داروفروش جراح ، شاگردی می‌کرد، برنامه خودآموزی شامل الهیات ، جغرافیا ، هفت زبان و تعدادی موضوعهای علمی برای خود طرح‌ریزی کرد، به مطالعه فلسفه پرداخت و از طریق آثار نیکلسن و لاوازیه ، شیمی آموخت.



روحیات و علایق دیوی 
او بسیار مهربان و سر زنده بود و قوه تخیل قوی داشت. او دوستدار ترکیب کردن برای ساختن شعر بود. همچنین آتش‌بازی ، ماهیگیری ، دویدن و جمع آوری مواد معدنی از دیگر تفریحات او بود. یکی از عادات او و علایقش این بود که یک جیبش را با قلاب ماهی‌گیری پر کند و جیب دیگرش را با نمونه‌های سنگ که جمع آوری کرده بود. او هرگز علاقه قلبیش به طبیعت را از دست نداد. در جوانی بسیار بی‌ریا و ساده دل بود. 

آغاز تحقیقات در دنیای شیمی 
– 1827) به او پیشنهاد داد که از کتابخانه اش استفاده کند و به او یک لابراتوار شیمی داد که در آن دوران بسیار نادر و عالی بود. او در آنجا با طبیعت گرما ، نور و الکتریسیته آشنا شد. او در لابراتوار کوچکش گاز نیترو اکسید(گاز خنده آور) را آماده و اسنشاق کرد و ادعا کرد که این گاز ، خواص بیهوش کننده دارد.

دیوی در سال 1807 به عنوان منشی جامعه سلطنتی برگزیده شد. وی در سال 1815 لامپ بی‌خطری را اختراع کرد که نامش را در تاریخ زنده کرد. این دانشمند انگلیسی در فیزیک و شیمی تحقیقات جالب و جامعی کرد. سدیم، پتاسیم ، کلسیم ، باریم ، منیزیم و استرانسیم را جدا کرد. مطالعاتی در باب گاز خنده آور کرد. در الکتروشیمی بررسی‌های عالمانه ای انجام داد. چراغ بی‌خطری را که دیوی اختراع کرد، خطر انفجار در معادن زغال سنگ را از بین برد. 

جداسازی فلزات قلیایی و قلیایی خاکی 
اگر چه شیمیدانان از زمان درازی احتمال داده بودند که خاکهای قلیایی ، اکسید فلزهایی باشند، با این حال طبیعت سود و پتاس تا اوائل قرن 19 مورد بررسی قرار نگرفته بود حتی لاوازیه در این مورد ، نظر مشخصی نداشت. او نمی‌دانست که جزء اصلی سود و پتاس چیست و حدس می‌زد که ازت یکی از اجزای تشکیل‌دهنده این مواد است.

به نظر می‌رسد که این اشتباه از شباهت میان نمکهای سدیم و پتاسیم با نمکهای آمونیوم مایه گرفته است. امتیاز تعیین این اجزا از آنِ دیوی است. 

جداسازی پتاسیم و سدیم 
ابتدا ناکامی عرصه را بر دیوی تنگ کرده بود، به این معنی که نمی‌توانست به کمک یک پیل گالوانیک از سود و پتاس ، فلز استخراج کند.

بزودی وی به خطای خودش پی برد و فهمید که با بکار بردن محلول آبی اشباع شده ، وجود آب مانع از تجزیه نمکها می‌شود. در اکتبر سال 1807 ، دیوی تصمیم گرفت که پتاس بی‌آب را ذوب کند و به محض اینکه با این مذاب ، الکترولیز را شروع کرد دانه‌های کوچک مشابه جیوه و دارای جلای فلزی در روی قطب منفی که در ماده مذاب قرار داشت، ظاهر شدند. برخی از دانه‌ها فوراٌ‌ به حالت انفجاری سوختند و شعله درخشانی پدید آوردند، در حالیکه بقیه آنها آتش نگرفتند، بلکه کدر شدند و با قشر نازک سفیدی پوشیده شدند.

دیوی از تجربه‌های متعددی که در این زمینه کرد، نتیجه گرفت که آن دانه‌ها همان ماده ای هستند که وی در جستجویش است و این ماده هیدروکسید پتاسیم است که شدیداٌ‌ قابل اشتغال می‌باشد. دیوی آن فلز را به دقت مورد بررسی قرار داد و متوجه شد که وقتی با آب ، ترکیب می‌شود، شعله حاصل از واکنش ، ناشی از سوختن هیدروژن آزاد شده از آب است.

وقتی دیوی بر روی فلز تهیه شده از هیدروکسید پتاسیم بررسی‌های لازم را انجام داد، به فکر جستجو در هیدروکسید پتاسیم افتاد و با بکار بستن همان روش قبلی موفق به جدا کردن فلز قلیایی دیگری شد. در زمان کوتاهی این دانشمند ، بررسی دقیق خواص پتاسیم و سدیم را به انجام رساند، برخی شیمیدانان درباره طبیعت عنصری سدیم و پتاسیم تردید داشتند و تصور می‌کردند آن دو ترکیبات قلیایی‌ها با هیدروژن هستند. سرانجام "گی لوساک" و "تنار" بطور واقعی ثابت کردند که آنچه را که دیوی بدست آورده است، در حقیقت عناصر ساده می‌باشند. 

جداسازی فلزات قلیایی خاکی 
دیوی ، نخستین بار در سال 1808 ، منیزیم فلزی را بدست آورد. وی برای این کار به همان روشی متوسل شد که برای تهیه سدیم و پتاسیم پیش گرفته بود. گذشته از این عناصر ، دیوی موفق به کشف کلسیم ، باریم و استرانسیم نیز شد. وی ثابت کرد که عناصر شیمیایی به عنوان مواد اصلی قدرت اسیدی یا قدرت قلیایی عمل نمی‌کنند و نتیجه گرفت که خواص شیمیایی ، تابعی از آرایشهای نسبی و نیز تابعی از ترکیبات ماده‌اند. 

نظریه‌های دیوی در مورد سایر عناصر 
دیوی نشان داد که اکسیژن در واکنشهایش با اسید اوکسی موریاتیک ، هرگز بدون وجود آب تولید نمی‌شود. وی این اسید را جزو عناصر قرار داد و آن را کلر نامید.

دیوی ، ماهیت و خواص اساسی ید را روشن ساخت.وی فقط با کار سه ماهه در مورد گاز انفجاری آتشدمه ، تائید کرد که ماده اصلی تشکیل دهنده آن ، متان است و فقط در دماهای بالا آتش می‌گیرد. 

مشاغل مهم دیوی 
وی همچنین رئیس مؤسسه گازدرمانی "تامس بدوز" در کلیفتن شد. وی پس از 5 سال که اولین کتاب شیمی خود را قرائت کرد، در مؤسسه پادشاهی به تدریس و سخنرانی در شیمی مشغول شد و آنجا را به مرکزی برای تحقیقات پیشرفته تبدیل کرد و خود نیز بیشتر حیات شغلیش را در آنجا گذرانید. دیوی در رساله ای قدیمی به نظریه گرمایی لاوازیه به علت وارد کردن مواد تخیلی و واژه ذهنی گرمایی حمله کرد و نظریه ای داد که در آن ، گرما همچون حرکت و نور به عنوان ماده انگاشته می‌شد. وی به جای واژه گرمایی عبارت حرکت رانشی را پیشنهاد داد. 

مرگ دیوی 
دیوی سرانجام در 29 مه سال 1829 در شهر ژنو در سوئیس درگذشت، در حالیکه 51 سال داشت

فقر

روزي يك مرد ثروتمند ، پسر بچه كوچكش را به يك ده برد تا به او نشان

دهد مردمي كه در آن جا زندگي م ي كنند چقدر فقير هستند . آنها يك روز و

يك شب را در خانه محقر يك روستايي به سر بردند.

در راه بازگشت و در پايان سفر، مرد از پسرش پرسيد نظرت در مورد مسافرت مان چه بود

پسر پاسخ داد :عالي بود پدر 

پدر پرسيد آيا به زندگي آن ها توجه كردي ؟

پسر پاسخ داد

فكر مي كنم 

پدر پرسيد چه چيزي از اين سفر ياد گرفتي؟

پسر كمي انديشيد و بعد به آرامي گفت :فهميدم كه ما د ر خانه يك سگ 

داريم و آن ها چهارتا . ما در حياط مان فانوس هاي تزئيني داريم و آ نها

ستارگان را دارند . حياط م ا به ديوارهايش محدود مي شود اما باغ آنها

بي انتهاست. زبان مرد بند آمده بود

در پايان حرف هاي پسر، . پسر اضافه كرد متشكرم 

پدر كه به من نشان دادي ما واقعأ چقدر فقير هست

وضو و ساختمان مغز


یکی از شاخه های دانش نوین پزشکی، دانش نور و فیزیولوژی و یا علم بررسی کارکارد سیستم عصبی است، این دانش جدید توانسته، پرده از اسرار مغز برداشته و پیچیدگی های آن را کشف نماید.

از دیدگاه دانش فیزیولوژی ، مغز یک سیستم رایانه ای فوق العاده پیشرفته است و همچون رایانه دارای قسمت های مختلفی می باشد. اگر مغز را دارای اقشار مختلفی بدانیم، یک قشر آن را قشر حسی تشکیل خواهد داد که هر قسمت ازقشر حسی به عضو معینی از بدن مرتبط است . اگر نحوه ارتباط قشر حسی یا بخش های مختلف را روی نقشه ای پیاده کنیم. آدمکی پدید خواهد آمد که آدمک حسی نامیده می شود.

به طور مثال، اگر هرعضو از آدمک راتحریک کنیم، مغز آدمک حسی همانند مغز انسان واکنش نشان می دهد.


واکنش مغز آدمک حسی نسبت به وضو:

آنچه موجب تعجب و شگفتی دانشمندان نورو فیزیولوژی گردیده این است که اگرعمل وضوهمان طورکه ، انسان انجام می هد، روی آدمک حسی اجراء شود، آن اعضا بدن آدمی فقط حدود 20 درصد از سطح بدن را شامل می شوند ولی قسمت اعظم قشر حسی تحریک گردیده و واکنش نشان میدهد.

بعبارت دیگر، می توان از این واکنش معادله زیر با بدست آورد:


مرطوب کردن تمام بدن= مرطوب کردن ( دست و صورت و پاها)

نتایج بدست آمده از این تحقیقات این مطالب را متذکر می گردد که ، وضو وسیله ای برای هوشیاری انسان است و شاید یکی از حکمتهای وجوب وضو برای نمازگزار، هوشیاری حاصل از آن باشد.

منبع : تبیان

تبریک میلاد امام حسن مجتبی (ع)


40 Blooms of Fragrant FreesiaLavish FreesiaGraceful Garden

سلام بر لحظه‏هایی که تو را آوردند!

سلام بر لب‏های رسول اللّه‏ که میلاد تو را به درگاه پروردگار، سبحه گفت و نام یگانه‏ات را از دست جبرئیل گرفت و در گوش عصمتت زمزمه کرد!

سلام بر لبخند سرافراز علی، که در طلوع تو اتفاق افتاد!

سلام بر تو، امامتِ فردای پس از علی!

سلام بر تو، شباهتِ بی‏شائبه محمدی!

سلام بر اقیانوس کرامت و سخاوتی که از دامان «کوثر» و «ابوتراب» برخاست.

کسانی که اینترنت را دگرگون کردند

هميشه و در همه ادوار کساني بوده اند که با خوش فکري و ارائه ايده اي بکر و تازه نقطه عطفي در عصر و زمانه خود بوده اند. حال مي خواهيم به بررسي کوتاهي بپردازيم از کساني که با طرح و ايده هاي خود گامهاي مثبت و اساسي در وب و اينترنت برداشته اند:1. لري پيج و سرگئي برين (موسسين شرکت گوگل)

اين دو نفر بيش از همه به موتور هاي جستجو و ارائه خدمات رايگان به کاربران تاثير گذار بودند و در واقع امروزه واژه جستجو يا Search مترادف شده است با گوگل. اين دونفر در زمان دانشجويي سنگ بناي گوگل را در سال ۱۹۹۷ گذاشتند و در مدت کوتاهي توانستند با ايده هاي بکر و خلاقانه غول جستجوگر اينترنتي آن زمان يعني ياهو را به زانو در آوردند.

 

2. ديويد فيلو و جري يانگ (موسسين شرکت ياهو)

اين دو هم دانشجوي دانشگاه استنفورد بودند و در زمان دانشجويي سايت راهنماي جري براي شبکه جهاني وب را راه اندازي کردند که متشکل بود از ليست وب سايت ها جهت دسترسي کاربران به آن که با استقبال از آن جرقه ساخت موتور جستجو و ايجاد ياهو به ذهنشان متبادر گرديد.

 

3. بيل گيتس (خالق و مالک مايکروسافت)

ويليام هنري بيل گيتس سوم يکي از بزرگ ترين ثروتمندان و شناخته شده ترين فرد در حوزه رايانه هاي شخصي است. وي با ارائه نسخه هاي مختلف ويندوز برنده بلامنازع اين حوزه گشت و از اين راه ثروت هنگفتي بدست آورد. يکي از خصوصيات اخلاقي بيل گيتس تاسيس بنيادهاي خيرخواهانه به همراه همسر خود مي باشد. بيل گيتس کبير ۱۵ سال متوالي ثروتمندتين فرد جهان بود.

 

4. استيو پل جابز (موسس اپل)

استيو جابز بنيانگذار و رييس شرکت اپل و مدير عامل سابق شرکت پيکسار را بيشتر با نماد يک سيب مي شناسند. اين فرد برجسته در زمينه فناوري هاي نوين، اپل را در سال ۱۹۷۰ ميلادي به همراه ووزنياک جهت توليد رايانه هاي شخصي ايجاد نمود و مورد اقبال قرار گرفت. امروزه آي پد، کامپيوتر هاي مک و ميني مک، آيفون و غيره که محصول کمپاني اپل است عاشقان و طرفداران بيشماري را در سرتاسر جهان دارد بطوريکه با ارائه آيفون ۴، مردم براي خريد آن ساعت ها در صف بوده اند. در حال حاضر استيو جابز علاوه بر رياست اپل، سهامدار عمده و عضو هئيت مديره کمپاني عظيم والت ديزني هم مي باشد.

 

5. مارک زوکربرگ (فيس بوک)

خالق فيس بوک را مي توان جوانترين و خوش فکرترين نوجوان در عرصه وب ناميد. او که اکنون ۲۴ ساله است در زماني که دانشجوي دانشگاه هاروارد بود، در سن ۱۹ سالگي در سال ۲۰۰۴، فيس بوک را براي ارتباط با دوستانش ايجاد کرد و امروزه فيس بوک به راحتي توانست جاي شبکه اجتماعي ماي اسپيس را بگيرد و يکي از شبکه هاي اجتماعي پرطرفدار در کل جهان مي باشد.


ادامه نوشته