پژوهشي دراشعارنظامي نشان ميدهد كه او پانصدسال پيش از گاليله وكپرنيك لهستاني به كرويت زمين پي برده است و حدس ميزد هر ستاره اي خورشيدي است و سياراتي پيرامون دارد.

نظامي درليلي ومجنون ميگويد:

 ازگوي زمين چوبگذري باز             ابروفلك است درتك وتاز

هريك به ميانه ي دگرشرط             افتاده به شكل گوي درخرط

اين شكل كري كه درزمين است     هرخط كه به گرداوچنين است

 واژه ي كري همان كروي است ونظامي ميگويد علاوه برزمين، همه ي اجرام وافلاك اسماني به شكل گوي هاي گرداني خراطي شده اندوحتي مسيرحركت انها هم دايره اي شكل است. حال اين سوال پيش مي ايد كه چرانظريه ي نظامي دران زمان گسترش پيدا نكرد؟درزمان نظامي نظريه ي بطليموس كه زمين رامسطح ومركز همه ي عالم ميپنداشت ،چنان بي چون وچرا تصور ميشد كه كسي راياراي مخالفت باان نبود.نظامي درخسرووشيرين با احتياط وبياني رمزگونه چنين ميگويد:

 بلنداني كه راز اهسته گويند           سخن هاي فلك سربسته گويند

فلك برادمي سربسته دارد              چوطرفه گو سخن سربسته دارد

دگرره گفت كاجرام كواكب               ندانم برچه مركوبند راكب

شنيدستم كه هركوكب جهانيست   جداگانه زمين و اسمانيست.

نظامي در اين ابيات به اين كه در هرزمان نمي توان حقايق را ابراز داشت،اشاره كرده است.

نظامي در اين ابيات مي گويد كه هر ستاره اي،جهاني مانند جهان ماست و  خود مانند زمين،خورشيد و قمر و ... دارد.پس از گذشت ۹۰۰ سال و با ظهور عصر فضا و با صرف مبالغ هنگفت،بشر به اين نتيجه دست يافته است كه هر ستاره اي خورشيدي مانند خورشيد زمين دارد و هركدام احتمالا منظومه اي مانند منظومه ي شمسي دارد.

 نظامي در ابيات ديگري در ليلي ومجنون ضمن توصيف استادانه اي از شب وسپهر بي كران واخترانش,به شهاب ها نيز اشاره كرده وگفته است:

قلب الاسد از اسد فروزان           چون هيزم عود،عود سوزان

اولا بايد بدانيم كه هردسته از شهاب ها كه از نقزه ي معيني از اسمان فرو مي بارند به نام صورت فلكي همان منطقه ناميده مي شوند. در اينجا منظور از قلب الاسد،ستاره ي مركزي صورت فلكي اسد يا لئونيد است ونظامي جهيدن اتش از شهاب ها را به جهيدن جرقه از هيزم عود تشبيه كرده است.